أيوب صبري باشا (پاشا) (مترجم: عبد الرسول منشى)
256
مرآة الحرمين (سفرنامه مكه) (فارسى) ( چاپ مركز پژوهشى ميراث مكتوب ، 1382 ش )
كرده محاربه نمودند . اعلام فوز و ظفر از طرف قصى بن كلاب بن مرّه مرتفع گرديده و ابن كلاب بالاستقلال به حكومت جليلهء حرم شريف و رياست قبايل مظهر شده خزاعيان را از خاك عطرناك طرد كرده و كافّهء اعاظم و اكابر قبايل كه به زير جناح تابعيّت ابن كلاب درآمده بودند ، رياست و استقلال او را تصديق كرده و تسليم شدند . مؤلّف كتاب الاكتفاء اين قصّه را به صورت ديگر بيان گرده و گفته است : هنگامى كه كلاب بن مرّه وفات كرد ، پسر او قصى تازه از شير باز شده و زوجهء او فاطمه بنت سعد [ بن سيل ] نيز از قبيلهء قضاعه به ازدواج ربيعة بن حرام « 1 » درآمده بود . ربيعة بن حرام ، قصى و والدهء او فاطمه را به بلاد عذره « 2 » برده و در آنجا فاطمه از ربيعه به نام رزاح طفلى آورد ، قصى با برادر بطنى خود رزاح در يكجا نشو و نما يافته چون به حدّ بلوغ رسيد لاجل الزياره با حجّاج بنو قضاعه به مكّهء مكرّمه عزيمت و بعد از حجّ در جوار حرم اللّه اقامت گزيده ، اهل مكّه را فهمانيد كه او خود از فروع نسل اسماعيل است . حبّا يا صبّا دختر حليل بن حبشيّه را كه از رؤساى خزاعيّه بود و على قول عاتكه بنت فالح را تزويج نموده كسب عزّت و شأن نمود و به نامهاى عبد الدّار ، عبد مناف ، عبد العزّى ، عبد [ قصى بن قصى ] چهار نفر پسر رشيد تربيت كرده سدانت كعبهء معظّمه و امارت مكّهء مكرّمه را كه در دست بنو خزاعه بود انتزاع كرده و خواست اصول اجازهاى را كه بين العرب مرعى و متداول الاجرا بود از ميان بردارد ، بناء عليه در اين باب افكار و خيالات خود را جمع نموده و نيل به آمال و مقاصد خود را در وجود يك قوّهء جسميهء عسكريّه ديده و تدارك و تهيهء او را نيز به عقد انجمن اتّحاد با دلاوران قبايل قريش و بنى كنانه محتاج دانست ؛ و كيفيّت را به رؤساى قبايل مذكوره اظهار و ما فى الضّمير خود را به تدبير عقلاى مزبوره به برادر امّى خود رزاح بن ربيعه كه در بلاد قضاعه توطّن داشت اشعار نمود . رزاح نيز خيالات برادر خود قصى بن كلاب را ترويج كرده و در جواب قصى بن
--> ( 1 ) . متن : ربيعة بن خرامه . ( 2 ) . متن : بلاد بنو خزاعه .