أيوب صبري باشا (پاشا) (مترجم: عبد الرسول منشى)
254
مرآة الحرمين (سفرنامه مكه) (فارسى) ( چاپ مركز پژوهشى ميراث مكتوب ، 1382 ش )
نمود . فاطمه گفت : اى پسر من تعجيل منما تا اينكه شهر الحرام حلول كند آن وقت با قوافل حجّاج عرب مىروى . من خوش ندارم كه تو تنها عزيمت نمايى . قصى تا حلول زمان حجّ از جاى خود حركت نكرد . چون موسم حجّ درآمد در رفاقت حاجيان قبيلهء قضاعه به خطّهء مقدسهء حجاز عزيمت و پس از ايفاى حجّ در اطراف كعبة اللّه ركز خيام اقامت فرمود . مشار اليه باوجود مزيت حسبيّه جليد و حازم و بارع بود . شرف حسب و مزيّت نسب او را اهل مكّه فهميده و در حق او احترام فوق الغايه مىكردند . و حبّا دختر حليل بن حبشيّة بن سلول بن كعب بن عمرو الخزاعى را كه در آن تاريخ از اعاظم بنو خزاعه بوده توليت بيت شريف را ضبط نموده و صاحب حكومت و رياست بود گرفت . و على قول عاتكه دختر فالح بن مليك بن فالتح بن ذكوان سليمى را به عقد ازدواج خود در آورد ؛ و بدين وسيلت تزييد مراسم احترام نمود . چون قول اوّل به قول دوم ترجيح دارد ، يعنى قصى بن كلاب داماد حقيقى ابن حبشيّه مىشود لهذا جناب حبا چهارم جدّات عاليات حضرت فخر كاينات مىكردند . قصى بن كلاب چون داماد حليل بن حبشيّه شد ، رفته رفته دائرة قدرت و عظمت او وسعت يافته و تزييد اولاد و خدم و حشم نمود و در جرگ صناديد قبائل معظّمه درآمد . در اين اثنا پدر زنش حليل بن حبشيّه ناخوش شده مفتاح بيت محترم را برحسب اصول به دختر خود حبّا زوجهء قصى بن كلاب ترك و وصيّت نمود . و چون حبّا از ادارهء امور بيت اللّه قاصر بود و زوجش نيز از افراد بنو خزاعه نبود ، لهذا از قبيلهء خود خائف و محترز بود كه مفتاح شريف بيت اللّه را به قصى بدهد ، بناء عليه در اين مدّت كه پدرش در بستر بيمارى بود باب كعبة اللّه را قصى بن كلاب و على قول اولاد او باز مىنمودند . حليل بن حبشيّه پس از مدّت كمى ارتحال خود را دانسته داماد خود را وليعهد تعيين نموده ، و اگرچه مفتاح بيت اللّه را به او تسليم كرد ؛ ولى پس از ارتحال او صناديد قبايل