أيوب صبري باشا (پاشا) (مترجم: عبد الرسول منشى)

246

مرآة الحرمين (سفرنامه مكه) (فارسى) ( چاپ مركز پژوهشى ميراث مكتوب ، 1382 ش )

مضاض بن عمرو اين جواب خزاعيان را به سكوت مقابله كرده و اگرچه خود به خود گفت كه : من هم در آينده چاره‌جويى كرده و در مكّه اقامت مىكنم ؛ و ليكن روزى براى جمال مفقودهء خود برفراز جبل ابى قبيس درآمده و مشاهده كرده كه افراد خزاعيان شتران گمشدهء او را ذبح كرده و در ميان خود تقسيم مىنمايند . پس از ملاحظهء دور و دراز در نزد خود گفت كه : اگر من به وادى درآيم موافق جوابى كه سابقا داده بودند مرا قتل و تلف مىسازند ، ناچار از استرداد شتران خويش قطع اميد كرده با اشياع و اتباع خود راه وطن قديم خود اقليم يمن را پيش گرفته و از خطّهء حجاز خارج شد . چنان كه از قصيدهء آتى الذكر عمرو بن الحرث بن مضاض مفهوم مىشود مضاض بن عمرو جرهمى از اينكه مانند مكّهء مكرّمه يك بلدهء مسعودهء مباركه را از دست داده و علاوه از مسند حكومت ساقط و معزول و به منزلهء يك شيخ قبيله معدود مىشد ، نهايت حزن و الم داشت . مضاض بن عمرو پادشاه دوازدهم است كه از ملوك جراهمه در خطّهء حجاز پادشاهى كرده‌اند . اوّل شخصى كه از جراهمه به مسند حكومت نشست جرهم پسر قحطان بن عابر است . زمانى كه برادر او يعرب در ارض يمن به جاى پدر خود قحطان به حكومت نشست اين هم به اراضى حجازيه مستولى شده اقوام عمالقه را مغلوب و زمام حكومت را به دست خود گرفت . حكومت حجاز در وفات جرهم بن قحطان به عبد ياليل بن جرهم ، پس از او به جرشم بن عبد ياليل در ارتحال او به عبد المدان بن جرشم ، از آن پس به ثقيلة بن عبد المدان ، بالاخره به عبد المسيح بن نقتله ، بعد به مضاض بن عبد المسيح ، هنگام وفات او به عمرو بن مضاض پس از آن به برادرش حرث بن مضاض ، بعد از او به عمرو بن الحرث و در انتقال عمرو به برادرش بشر بن الحرث و پس از آن به مضاض بن عمرو بن مضاض منتقل گرديد . اينك در حيات همين مضاض چنان كه در فوق ذكر شده خزاعيان حكومت مكّهء مكرّمه را ضبط و تصرّف نمودند . اين قصيده از عمرو بن الحرث است كه انتقال حكومت