أيوب صبري باشا (پاشا) (مترجم: عبد الرسول منشى)

244

مرآة الحرمين (سفرنامه مكه) (فارسى) ( چاپ مركز پژوهشى ميراث مكتوب ، 1382 ش )

واقف شدند براى هجوم آوردن به آنها از قبايل متجاورهء باديه نشين استمداد كرده و جمعيّت بسيار بزرگى فراهم آوردند . اين جمعيّت جرهميان را اعلان حرب نموده پس از محاربات طولانى مكّهء معظّمه را محاصره و اقوام باغيهء جراهمه را به تنگنا انداخته حكومت مكّهء مكرّمه را ضبط و گروه مكروه جراهمه را از حدود كعبة اللّه خارج كردند . اوّل شخص كه بعد از جرهميان در مكّهء مكرّمه صدرنشين مسند حكومت شده غبشان خزاعى است ، پس از آن عمرو بن الحرث الغبشانى امير مكّه بوده تا زمان حليل بن حبشيّة بن سلوله كه پدر زن قصى بن كلاب بود ، حكومت مكّه را اولاد او وراثت داشتند . خزاعيان در بلدهء مآرب كه در سه مرحله بعد شهر صنعاى يمن واقع است ساكن بودند . چون كهنهء مآرب خبر دادند كه در مملكت آنها سدّى كه اثر بناى سبأ بن يشجى بود نقب و خرق و به واسطهء هجوم سيل عرم اهالى بلاد سبأ غرق خواهد شد ؛ لهذا اين خبر كدورت اثر ، راحت و حضور اهالى را مسلوب داشته و از ميان آنها عمرو مزيقيا بن عامر بن حارثة بن ثعلبة بن امرء القيس بن مازن بن الازد بن الغوث بن نبت بن مالك بن زيد بن كهلان افراد قبيله خود را صحابت نموده و اموال و اشباء خود را برداشته و به جستجوى مملكتى درآمد كه بتواند در آنجا ساكن شود . و به هر شهرى كه رسيد با اهالى آنجا حرب و قتال كرده و غالب مىآمد . و چون آب و هواى ممالكى كه گذرگاه او بود با مزاج او امتزاج نمىكرد به موجب يادآورى ظريفه نام كاهنه عزيمت به ارض مقدّس حجاز را تصوّر نمود ، پس از زمانى به حدود ميقات مكّه نازل شد . در اين بين مطّلع از آن گرديد كه جرهميان نمىگذارند افراد قبائل سائره به مكهء معظّمه داخل شوند ، بناء عليه از عقلاى قبيلهء خود استشاره كرده و به صناديد جراهمه پيام فرستاد كه اگر مساعده و رخصت دهند مدّت كمى در ارض مشرفهء مكّه اقامت و اعتكاف كند . و ليكن جرهميان استدعاى عمرو بن عامر را قبول ننموده پيام دادند كه به همه حال بايد از حدود كعبة اللّه خارج شده و به ديار ديگر نقل و هجرت كند .