أيوب صبري باشا (پاشا) (مترجم: عبد الرسول منشى)
168
مرآة الحرمين (سفرنامه مكه) (فارسى) ( چاپ مركز پژوهشى ميراث مكتوب ، 1382 ش )
خواهد آمد . براى اينكه از اينگونه مخاطره مستخلص شويم تو را قسم مىدهم به علاقهء محبتى كه در ميان من و تو است از اصنامى كه آنان را سجده مىكنيد استدعا نماييد كه مولود من دختر باشد نه پسر . ادنى به اين شيوه و حيله آزر را قانع و راضى ساخته به بتخانه فرستاد و خود نيز همان ساعت به غار مزبور رفته وضع حمل نموده و مراجعت كرد و به طورى كه در فوق ذكر شد آزر را احضار نموده كيفيت را اعلام نمود . بناء عليه هر وقت آزر به ديوانخانهء نمرود مىرفت ، ادنى نيز به غار مزبور رفته و جگر گوشهء خود را شير داده معاودت مىنمود . اين حالت دو سال و به قول مؤلّف بدايع الزّهور يك سال تمام امتداد نمود . اكثر راويان در اين خلاصه كه تا اين مقام نوشتيم اتفاق نمودهاند و ليكن به موجب روايات موثوقه كه مؤلّف كتاب انس جليل نام تحقيق و تدقيق كرده است : شبى كه مقدّر بود حضرت ابراهيم به رحم مادر انتقال كند خليد بن عاص كه رئيس كهنهء نمارده بود با رفقا و تابعين خود نزد نمرود رفته و گفتند زحماتى كه تا اين ساعت متحمّل شديم اثر ننمود و حال آنكه آن وجود لازم الانعدام اين شب به رحم مادر انتقال خواهد كرد ، اگر امشب به احتياط فوق الغايه رعايت كرده و در تغيير خط تقدير سعى و غيرت كنيم ممكن است كه مظهر آمال خود بشويم . نمرود عنود به تشويقات مؤثّره و متواليهء خليد بن عاص و توابع او آن شب جميع مردان را كه در پايتخت اقامت داشتند كافة بيرون كرد و به مدخل هر يك از دروازههاى پايتخت اشخاص معتمد و متعدّد معيّن و مامور ساخته و آنان را خطاب كرده و گفت اين روز و اين شب براى اينكه اجتماع الزّوجين واقع نشود به داخل شهر احدى از مردان را راه نخواهيد داد . در ظرف مدّت مذكور عموم مردان از مساكن و منازل خود دور و منجّمين نيز براى تدقيق احكام نجوميّه مأمور شدند . ادنى بنت نمره به كنار دروازهء شهر كه در محاذى خانهء او بود درآمده و فهميدن نتيجهء وقوعات را در نظر داشت زوج او آزر نيز به هر قسمى كه بود او را ديده و با او استفراش نموده ، حضرت ابراهيم به رحم مادر انتقال فرمود . خليد بن عاص به علائم كواكب و نجوم انتقال ابراهيم را به رحم مادر خود استخراج