أيوب صبري باشا (پاشا) (مترجم: عبد الرسول منشى)

111

مرآة الحرمين (سفرنامه مكه) (فارسى) ( چاپ مركز پژوهشى ميراث مكتوب ، 1382 ش )

مكرمه بود تأسيس بيوت را در اطراف كعبة الله تصويب نمود ، اگرچه اين صواب ديد ابن كلاب را خلق به نظر ناگوارى ديدند و اهالى مكه تا يك درجه به قاعدهء قبل رعايت نموده و جسارت نكردند كه در جوار كعبة الله خانه ساخته و سكنا نمايند ؛ و ليكن عمرو بن سهل به قاعدهء مذكوره رعايت نكرده به موجب رأى و تصويب قصى بن كلاب منزلى مخصوص به نفس خود در آنجا ساخت و كسانى كه او را ديدند جسارت نموده يكان يكان ابنيه بنا نمودند ؛ به اين جهت در اندك زمانى بيوت و منازل و دكاكين در آنجا ساخته و آن شهر شهير مقدّس‌آباد و معمور گرديد . معموريت شهر مقدّس مكهء مشرّفه به‌طور دوام نبوده ، در بعضى از اعصار به‌طور فوق العاده معمور و در بعضى هم تنها مانده و مسكن مار و مور مىگشت . در وقت تنهايى آن‌قدر غير مسكون مىشد كه در دكاكين جادهء مسعاى شريف فرد متنفّسى پيدا نمىشد كه داد و ستد كند و به اين جهت آهوان از كوهها پايين آمده به حريم حرم شريف داخل مىشدند و بعد از طواف مىرفتند ، حتّى قوافل بجيله ذخايرى را كه براى فروش مىآوردند و كسى پيدا نمىكردند كه آن ذخاير را بفروشند و يا بدهند اجناس را در محلّى گذاشته و مىرفتند . و علّت اينهمه تنهايى آن بوده است كه مردم به شدت حرارت تحمّل ننموده و به شهرهاى اطراف هجرت مىكردند . قحط و رخا و بركت و غلاى آن بلدهء محترمه نيز در يك نسق و منوال نبوده گاهى هيچ چيز از خوردنيها پيدا نمىشد و گاهى ارزاق و حبوبات وارده را بازارها تحمّل و كفايت نمىكرد . قطب مكّى كه از مورخين مكّه است در تاريخ خود اين حالات مكهء مكرّمه را تعريف كرده و مىگويد : من در حال صباوت خود كرارا مطاف سعادت را خالى از اهالى ديده و تنها زيارت كردم . مورّخ مشار اليه به اين قول خود به اوقات خاليهء مكه مشرّفه اشارت كرده و زحمات خود را در قحط و غلاى آنجا بيان و ايما مىنمايد . همين اوقات را كه قطب مكى گفته است ، سكنهء مكه بسيار كم و معدود بوده نه در جيب و كيسهء اهالى پولى پيدا مىشد و نه در اسواق و بازارها خبرى از اجناس و اشياء مشهود مىگشت ، اين حالت تا سال نهصد و پنجاه ( 950 ) هجرت امتداد نموده ، پس از