أيوب صبري باشا (پاشا) (مترجم: عبد الرسول منشى)
100
مرآة الحرمين (سفرنامه مكه) (فارسى) ( چاپ مركز پژوهشى ميراث مكتوب ، 1382 ش )
پورتقال : اگرچه در اراضى حجازيّه چند سال قبل به عمل آوردهاند و ليكن به اكثريت از مصر مىآورند ، اكل آن به تنهايى هم لطيف و هم استعمال شربت آن در حال صحّت حرارت و خشكى دهن و حدّت دم را تسكين مىنمايد . ليمو : به اطعمهء مناسب فشرده مىشود و ليمونات ساخته مىشود ، ليكن خوردن شيرين آن به افراط مضر است . نارنج : يك نوع ميوهء ترش و آبدار بوده مخصوص به مكّهء مكرّمه است در اراضى حجاز به جاى ليمو صرف مىشود . كسانى كه ليمونات همين نارنج را خوردهاند مىدانند كه رايحه و تقويهء معدهء آن در هر حال به ليمو مقدّم است ، همينقدر كه هنگام فشردن بايد اطراف خارجى محلّى را كه بريده شده پوست كنده و بعد فشرد ، اگر اين طور نشود مرارت پوست او شربت را تلخ مىكند . انار : اگر ترش و شيرين او فشرده شده و مانند شربت استعمال شود خيلى مفيد است شربت ترش او خون را خنكى داده و ليكن حرارت مىكند و خوردن شيرين او با دانهها معده را افساد كند . موز : اعلاى آن مخصوص اراضى يمانيّه است ، قطر موزى كه در قطعهء حجاز حاصل مىشود كوچك است ، اگر پوست رسيدهء آن كنده شده و با شكر استعمال شود خوب است ، ولى چون بطىء الهضم است ، كثرت اكل آن ضرر دارد . خيار : فعلش مليّن و خنك كننده در وقت طعام سلات آن مشتهى است . خيار چنبر : از جنس خيار ، فعلش هم شبيه فعل اوست . در عربستان كوچكهاى آن را مانند خيار سلات [ - سالاد ] مىكنند و مانند كدو انواع اطعمه او را ساخته و مىخورند ، حتى دولمهء او را نيز درست كنند چون بطىء الهضم است اهالى بلاد بارده را مضر است .