شيخ محمد امامى خونسارى
105
فلسفه و اسرار حج (فارسى)
خداوند ، و دعوت او رادر هر كجا و هر زمان مىپذيرد . همچنين انداختن ظاهرى سنگريزهها ، به نحو قطع و بدون ترديد يك معناى دقيق را مىرساند كه خود مقامى بلند و مرتبهء ارجمند دارد و آن تربيت و پيدايش استعداد تازهاى است در شخص رمىكننده ، و آن ترس از شرّ شيطان و دشمنى او است . خداوند تعالى فرموده : « البته شيطان دشمن شماست ، پس او را دشمن بدانيد . » « 1 » دور شدن از كمينگاههاى او و فريب و گمراهى او است . پس همانا رمى كننده سنگريزهها را به سوى شيطان رانده شده كه دشمنى او پوشيده نيست مىاندازد براى اينكه خود را به آدم عليه السلام شبيه نمايد ، چون موقعى كه آدم عليه السلام حج را بجاى آورد جبرئيل عليه السلام امر كرد او را كه در نزد جميع مشاعر از خداوند تعالى طلب آمرزش گناهش را نمايد ، و او را امر كرد كه سنگ ريزهها را از مزدلفه بردارد ، پس هنگامى كه به محل افكندن سنگريزهها رسيد ، شيطان در محل هر جمرهاى متعرض او شد و گفت : اى آدم قصد كجا دارى ؟ جبرئيل به او گفت : با او سخن مگو و هفت سنگ ريزه به او بيفكن . نشانههايى كه از سنگ و گل ساخته شده به آن مواضع و به معناى آن اشاره ميكنند - چون شيطان سه بار به آن حضرت نمايان
--> ( 1 ) . سوره فاطر آيهء 6 .