الشيخ جوادي الآملي
90
عرفان حج (فارسى)
رمى كردم . پس اگر انسانى خود جزء شياطين انسى باشد ، هرگز قدرت و لياقت رمى ندارد . وقتى شيطان قرين كسى باشد ، او نمىتواند قرين خود را رمى كند ؛ « و من يعشُ عن ذكر الرحمن نقيّض له شيطاناً فهو له قرين » « 1 » ، « و من يكن الشيطان له قريناً فساء قريناً . » « 2 » كسى كه از ياد حق غافل است و نام حق و ياد حق را نمىشنود و نمىبيند ، كيفرى را كه خداوند متعال به او مىدهد ، آن است كه شيطان را قرين و مقارن او مىسازد و كسى كه شيطان قرين او باشد ، به همسفر بدى مبتلا است و از آنجا كه شيطان قرينش مىباشد ، ديگر او را رمى نمىكند و چنين كسى در حقيقت اعمال منا را انجام نداده ، به سرّ رمى جمرات نرسيده و حجّ او ناتمام است . قربانى ؛ سر بريدن آز و طمع گوسفندى را سر بريدن ، لاشهاش را به كنارى انداختن و بىمصرف گذاشتن مهم نيست . حاجى كه گوسفندى يا گاوى را سر مىبرد و يا شترى را نحر مىكند ، با اين عمل مىخواهد از باب تنزّل معقول به محسوس اين معنا را برساند كه : حنجرهء ديو طمع را بريدم و خفهاش كردم . پس قربانى كردن ؛ يعنى آز و طمع را سر بريدن .
--> ( 1 ) - زخرف : 36 ( 2 ) - نساء : 38