الشيخ جوادي الآملي
57
عرفان حج (فارسى)
صاحب مقامى بار يافت ، به او گفتند با اين لباس چركين به پيشگاه صاحب مقام رفتن عيب است او در جواب گفت : با لباس چركين به پيش صاحب مقام رفتن عيب نيست لكن با همان لباس چركين از حضور صاحب مقام برگشتن ننگ است ؛ يعنى انسان وقتى چيزى ندارد به حضور صاحب مقام مىرسد . در آن هنگام اگر صاحب مقام او را لايق ندانست و ردّ كرد و چيزى به او نداد براى او ننگ و عيب است و اگر او انسان شايستهاى باشد صاحب مقام او را مىپذيرد و به او انعام مىدهد و هديه و عطيه مىبخشد و . . . اين صاحب دل با اين داستان و ماجرا گفت : با گناه به سوى خدا رفتن و دست پر از گناه را به طرف خداوند متعال دراز كردن ننگ نيست به دست پر از گناه از پيش خدا بازگشتن ننگ است ! اگر خداوند متعال نپذيرد و گناهان را نبخشد ، انسان آلوده مىرود و آلوده باز مىگردد . اين يك داستان است و ليكن واقعيتى را به همراه دارد . * * * و نيز گفتهاند از صاحب دلى كه به حضور صاحب مقامى رسيده بود ، پرسيدند : « 1 » چه آوردهاى ؟ گفت : وقتى كسى به حضور صاحب مقام مىرود از او سؤال نمىكنند « چه آوردهاى » ، بلكه از او مىپرسند « چه مىخواهى » من اگر داشتم كه اين جا نمىآمدم ؛ يعنى انسان وقتى به بارگاه خدا مىرود ، نمىتواند بگويد : من عمرى زحمت كشيدم ، عالِم شدم ، مبلِّغ شدم ، معلّم و راهنماى مردم شدم ، يا مالى فراهم كردم و در راه خدمت به جامعه مصرف كردم و . . . چون همهء اينها عطيّهء او است ؛ « ما بكم من نعمةٍ فَمِنَ اللَّه » « 2 »
--> ( 1 ) - قاضى سعيد قمى ، اسرار عبادات ، ص 234 ( 2 ) - نحل : 53