الشيخ جوادي الآملي
46
عرفان حج (فارسى)
بدن بيرون مىآورد و لباس نو و پاكيزهاى مىپوشد كه در اين جا دو كار انجام داده است . و ليكن اگر بدن را تطهير كرد و شستشو داد ، كار سوّم را انجام داده است . در حج نيز مطلب چنين است كه فرمودهاند : لباس كهنه و دوخته ؛ يعنى لباس معصيت را از تن درآوريد و قبل از آن كه لباس احرام را بپوشيد ، غسل كنيد - كه مستحب است - و گناهان گذشته را با آب توبه شستشو نماييد ؛ يعنى خدايا ! من ديگر گناه نمىكنم ، بلكه حتّى گناهان گذشته را نيز مىخواهم شستشو نمايم . مهمّ اين نيست كه انسان از اين به بعد گناه نكند بلكه مهم آن است كه گناهان گذشته را هم ترميم كند و اثر غسل همان ترميم است . سرّ غسل كردن آن است كه يعنى خدايا من همهء آن معاصى و گناهان را در پاى توبهء تو ريختم و اينك با بدن پاك و قلب پاك ، جامهء پاك به نام جامهء طاعت در بر مىكنم . هر انسانى كه مستطيع مىشود و به مكه مىرود چنين نيست كه به آن اسرار آشنا باشد ، تنها كسانى كه از مخزن حكم با خبر باشند ، از سرّ حكم آگاهند و به آن سرّ مىرسند . بديهى است روايت مُرسَلى كه از امام سجاد - سلام اللَّه عليه - نقل كرديم كه حضرت به شبلى فرمود : « . . . تو به ميقات نرفتهاى ، احرام نبستهاى و . . . » ، لسانِ نفى « كمال » است ، نه نفى « صحّت » ، پس اگر كسى به اسرار حج آشنا نباشد و حجّ برود ، حجّ كاملى انجام نداده است . ممكن است صحيح باشد و قضا هم نداشته باشد و در ظاهر ، ذمّهاش برئ شده باشد ، امّا روحش تعالى پيدا نكرده است ؛ چرا كه به اسرار آگاه