الدكتور فتح الله المحمدي (نجارزادگان)

72

سلامة القرآن من التحريف (تحريف ناپذيرى قرآن) ( فارسى)

واز نظر محتوا ، مشتمل بر تفسير ، تأويل ، بيان شأن نزول و . . . مىباشد ، ليكن در متن آيات وحى با قرآن موجود هيچ تفاوتى نمىكند . اما پرسشى كه ممكن است در اين‌جا مطرح شود درباره‌ى سرنوشت اين مصحف است كه از حيطه‌ى بحث ماخارج است . 24 . مراد از احاديثى كه در آنها تعبير « تحريف قرآن » به كار رفته است ، چيست ؟ تعبير تحريف در نوع اين أحاديث - كه تعدادشان حدود 20 عدد است - يا به معناى تغيير در قرائت آيات ويا به معناى تحريف در معناى آيات ومساوق با تفسير به رأى است . بديهي است اين دو معنا ربطى به تحريف به معناى كاستن وافزودن ألفاظ قرآن ويا تغيير در جوهره‌ى آنها - كه مورد نزاع است - ندارد وخللى به سلامت قرآن از تحريف وارد نمىكند . از جمله‌ى اين أحاديث ، روايتي در كتاب اختيار معرفة الرجال است كه با سند خود از علي بن سويد چنين نقل مىكند : من براي امام كاظم عليه السلام كه در زندان به سر مىبردند نامه‌اى نگاشتم ؛ حضرت در ضمن پاسخ چنين مرقوم فرمودند : . . . اين مردم امانت‌دار كتاب خدا شدند ، پس آن را تحريف وتبديل كردند . « 1 » باز أبو جعفر صدوق ( ره ) به سند خود از جابر بن عبد اللَّه انصارى از پيامبر خدا صلى الله عليه وآله مىنويسد : در روز رستاخيز قرآن ومسجد وعترت مىآيند . قرآن مىگويد : پروردگارا ! مرا تحريف كردند وپاره پاره نمودند . مسجد مىگويد : پروردگارا ! مرا خراب كردند وعاطل گذاشتند ؛ وعترت مىگويند : پروردگارا ! ما را طرد كردند وكشتند وپراكنده ساختند . « 2 » اين حديث در كتاب‌هاى أهل سنت نيز از جابر بن عبد اللَّه انصارى وأبى امامة

--> ( 1 ) . محمد بن‌حسن أبو جعفر طوسي ، اختيار معرفة الرجال ( رجال‌الكشى ) ، تصحيح حسن المصطفوى ، ص 4 ( 2 ) . أبو جعفر صدوق ، كتاب الخصال ، تصحيح على أكبر الغفاري ، باب الثلاثة ، ص 174 ، رقم 232 .