الدكتور فتح الله المحمدي (نجارزادگان)
43
سلامة القرآن من التحريف (تحريف ناپذيرى قرآن) ( فارسى)
است كه قرآن به أحاديث ، كه حكايتگر سنت هستند ، در حدوث وبقا اعتبار بخشيده است ، پس أحاديث بايد در مدار تبيين قرآن باشند وجز اين اعتباري ندارند ؛ وهمين طور اين آية كه مىفرمايد : . . . فَإِنْ تَنازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَالرَّسُولِ . . . ؛ ( . . . پس اگر در چيزى نزاع كرديد آن را به خدا ورسول واگذاريد ) واگذارى اختلافها - كه شامل روايات هم مىشود - به خدا ، با ارجاع آنها به محكمات قرآن صورت مىگيرد . شايد از همين روست كه أهل سنت در علاج اخبار تحريفنما به معيار قرآن كمتر توجه كردهاند ؛ البتة برخى از أهل سنت ، مانند محمد عبده ، « 1 » معيار وميزان بودن قرآن را پذيرفتهاند ونيز به عايشه ، همسر پيامبر أكرم صلى الله عليه وآله نسبت دادهاند كه به اين معيار توجه داشته است . « 2 » 11 . تحليل مفاهيم واژههاى كليدى در روايات تحريفنما ، چه تأثيرى در فهم درست اين روايات دارد ؟ بررسى مفاهيم ألفاظ كليدى وتوجه به سير تحول تاريخي آنها ، بسيارى از دشوارىها را در فهم درست روايات تحريفنما آسان مىكند . چه بسا امروز از ألفاظ اين روايات مفاهيمى را درك مىكنيم كه اگر با معاني اين ألفاظ در عصر صدورشان مقايسه شود ، بسيار دور از هم وحتى با يكديگر بيگانه خواهند بود . به نظر مىرسد آنان كه از أحاديث تحريفنما معناى تحريف لفظي قرآن را برداشت كردهاند ، از اين نكته غافل بودهاند . آنان از تعابيرى مانند : « كنَّا نُقْرأ كذا ؛ ما چنين إقراء مىكرديم » ، « تنزيله كذا ؛ تنزيل آية به اين صورت است » ، « هكذا نَزَلَتِ الآية ؛ آية چنين نازل شده است » ، « حَرَّفوا كتابَ اللَّهِ ؛ كتاب خدا را تحريف كردند » و . . . تحريف لفظي آيات را استفاده كردهاند ، غافل از اين كه اين برداشت با معاني اصطلاحى اين تعابير در روايات تفاوت زيادى دارد . پيش از آن كه به تحليل مفهومي اين ألفاظ بپردازيم ، به اين پرسش اساسى توجه
--> ( 1 ) . به نقل از : محمود أبو ريّة ، أضواء على السنة المحمدية ، ص 411 . ( 2 ) . همان ، ص 430 .