الدكتور فتح الله المحمدي (نجارزادگان)

44

سلامة القرآن من التحريف (تحريف ناپذيرى قرآن) ( فارسى)

مىكنيم كه آيا آنان كه در عصر معصومان عليهم السلام حضور داشتند ، آن چه از معارف قرآن - به مقتضاى توفيقشان در حين نزول وحى وتلقى معارف آن از معصومان عليهم السلام - دريافت مىكردند ، در چه قالبى به ديگران انتقال مىدادند ؟ در بين آنان چه ألفاظ وتعابيرى براي انتقال معارف وحى رايج بوده است ؟ با كاوش در مصادر ومنابع خواهيم ديد ، از تعابير مذكور در كنار تعبيرهاى « هكذا تفسيرها ؛ تفسير آية چنين است » ويا « هكذا معناها ؛ معناى آية اين است » ، استفاده مىشده است . 12 . واژه‌ى « اقراء » كه در برخى از روايات تحريف‌نما به كار رفته است به چه معناست ؟ « إقراء » در لغت مصدر ثلاثي مزيد از مادة « ق ، ر ، أ » به معناى ، « به سخن آوردن » است وهنگامى كه گفته مىشود « أقرَأَهُ القرآن » يعنى أو را قرائت قرآن آموخت . « 1 » دانشمند بزرگوار ، سيد مرتضى عسكرى ( مد ظله ) درباره‌ى معناى اصطلاحى اين تعبير در روايات ، بحثي گسترده همراه با سير تحول تاريخي آن گشوده كه چكيده‌ى آن بدين شرح است : معناى « اقراء » در زمان رسول أكرم صلى الله عليه وآله تا چند سال بعد از ايشان ، تعليم تلاوة ألفاظ آيات همراه با تعليم معناى آنها بوده است ، واصطلاحاً « مُقْرىء » به كسى مىگفتند كه ألفاظ قرآن را با معنا ومعارف آن تعليم دهد . . . . پس از آن كه فراگيرى قرآن رواج يافت ، واژه‌ى « إقراء » تنها به معناى تعليم معناى آياتي به كار رفت كه نيازمند به تفسير باشد . نمونه‌اى از اين مورد در صحيح بخارى است كه مىگويد : عبد اللَّه بن عباس مىگويد « در سال 23 ه . ق . به عبد الرحمن بن عوف ، قرآن را إقراء مىكردم . » واين در حالي است كه عبد الرحمن بن عوف در سال سوم هجرت ايمان آورده ودر عصر نزول وحى حاضر بوده است . وى انسان ناآگاهى نبوده تا عبد اللَّه بن عباس وى را آموزش تلاوت ألفاظ قرآن دهد ؛ بنابراين مراد از اين كه مىگويد وى را « اقراء » مىكردم اين است كه به وى

--> ( 1 ) . إبراهيم أنيس عبد الحليم منتصر ، المعجم الوسيط ، ماده‌ى « ق . ر . أ » ، ص 722 .