الشيخ محمد الصادقي الطهراني

64

علم قضاوت در اسلام (از ديدگاه كتاب و سنت) (فارسى)

مىدانم كه مجتهدم . آيا علم شما هركه باشيد ، اجتهاد يقينىِ مرا محكوم مىكند ؟ كه من حتماً بايستى به پيروى از علم شما اجتهادم را ترك كرده و تقليد كنم ؟ هرگز ! كه آيه‌ى « فَاسألوا أهلَ الذِّكْرِ إنْ كَنْتُمْ لاتعلمون » طرف خطابش خود كسانى است كه نمىدانند و بايستى از دانايان بپرسند ، اما كسىكه خود مىداند طبعاً نبايد در آن‌چه مىداند پرسش كند ، گرچه جناب‌عالى او را نادان و يا غير مجتهد بدانيد ، شما كه محورِ جهان تكليف نيستيد تا بتوانيد حكمِ به اجتهاد يا عدم اجتهاد كسى بكنيد ! و بالاخره همان‌طورى كه علمِ قاضى در غيرِ مورد قضاوت ، مبناى هيچ حكمى عليه ديگرى نيست ، در مورد قضاوت هم نمىتواند مبناى حكمى عليه طرفى از اطراف دعوى باشد ، و چنان كه مكرراً گذشت ، قاضى شرع بايستى مجتهد بوده و طبق رأى خود قضاوت كند ، مگر آن كه رأيش بر خلاف اجتهاد يا تقليدِ طرفين يا يكى از طرفين دعوى باشد ، و نمىتواند در قضاوت از رأىِ مجتهدى ديگر كه گرچه از او اعلم است تبعيت كند ، زيرا در صورتى كه رأى ديگرى را بر خلاف واقع مىداند چگونه مجاز است بر مبناىِ فتواى خلافِ واقع حكم دهد ، در صورتىكه فتواى خود او هم اگر بر خلاف اجتهاد يا تقليد طرف دعوى باشد ، مبناىِ حكم نيست ! مسائلى درباره‌ى شهادت : 1 - آيا شهادت يك نفر عادل با قَسمِ مُدّعى ، به جاى شهادت دو نفر