الشيخ محمد الصادقي الطهراني

61

علم قضاوت در اسلام (از ديدگاه كتاب و سنت) (فارسى)

و بدون عذر و علتى از حضورِ جماعت تخلف نكند . اگر اين‌گونه در نمازهاى پنچ‌گانه تعهّد نشان داد كه اگر درباره‌ى او ، از قبيله و محلّه‌اش پرسند در پاسخ گويند : ما به‌جز خير و مواظبت در نمازها و تعهّد اوقات نماز ، از او نديده‌ايم ، و اين‌هاست كه شهادت او را در بين مسلمان‌ها گذرا و نافذ و عدالتش را ثابت مىكند . . . » در هر صورت شناخت عدالت تنها بر اين مبنى نيست كه مسلمان است و مسلمان قاعدتاً عادل است ، نه ! چه بسا مسلمان‌ها كه نامسلمانىهايى بيشتر از نامسلمان‌ها مىكنند ، تو بايستى چشم ، زبان ، معاشرت ، نماز و ساير واجباتش را ببينى تا بتوانى گواهى بر عدالتش دهى ، آن هم عدالتى را كه در شهادت لازم است ، تنها عدالتِ امام جماعت نيست كه بىعدالتى او خطرى هم ندارد ، عدالتى است كه مقدّراتِ جان ، مال و عرض و ناموس مسلمانان به او بستگى دارد ، پس اين عدالتِ پر مسؤوليت واقعيتى است كه بايستى به خوبى و روشنى در شخصِ شاهد نمودار باشد . و بالاخره اگر شهادت موافقِ موازين شرعيّه باشد و به وسيله‌ى قسم متهم با شرايطش ردّ نشود و قاضى هم علم عينى بر خلاف شهادت نداشته باشد ، در اين‌جا قاضى موظف است - در غير اتهام جنسى - برطبق اين شهادت حكم كند ، البته با مراعات احتياط كامل . ولى اگر شهادتى صحيح وجود ندارد ، يا اقرار و قسمى براى امور غيرجنسى وجود ندارد كه بتواند مستندِ حكم باشد ، آيا قاضى مىتواند به