الشيخ محمد الصادقي الطهراني
50
علم قضاوت در اسلام (از ديدگاه كتاب و سنت) (فارسى)
متضاد نزد امامى كه آنها را بهمنصب قضاوت برگزيده گرد هم مىآيند و او آراى همگان را تصويب كرده ، بر تمامى آنها صحّه مىنهند ، حال آنكه خدايشان يكى و پيغمبرشان يكى و كتابشان هم يكى است ، آيا خدايشان بهاختلاف و تضاد فرمان داده كه پيروىِ فرمانش را كردهاند ؟ يا از اختلاف نهيشان فرمود و آنها عصيان نمودهاند ؟ يا دينى ناقص و ناتمام فرستاده و از آنها براى تكميلش يارى خواسته ( كه با اين تناقضات ياريش دهند ) يا اينها شريكان والاى خدايند كه هرچه مىخواهند بگويند و خدا هم دربست گفتههاشان را بپذيرد ، يا دينى كامل فرستاده و پيغمبر در رساندن و تحويل دادنش كوتاهى كرده ، و حال آنكه خداى سبحان در قرآن مىفرمايد : « هرگز در كتاب كوتاهى نكردهايم » و فرمايد : « در آن بيانِ هر چيز هست » و تذكر داده است كه آيات قرآنى يكديگر را تصديق كنند و در آن هرگز اختلافى نيست ، چنانكه فرمود : « اگر اين قرآن از غير خدا بود ، اختلافات بسيارى در آن مىيافتند » و اين قرآن بهحقيقت ، ظاهرش روان و آسان و باطنش عميق و گران است ، شگفتىهايش فناناپذير است و تاريكىها جز بهوسيلهى آن زدوده نمىشود . » وضع قضات نااهل بهاندازهاى ناهنجار و خطرناك است كه همنشينى با آنها نيز بر حسب بعضى احاديث موجب خطر است چنانكه محمد بن مسلم گويد : « حضرت امام باقر عليه السلام بر من گذر كرد و من نزدِ قاضى مدينه نشسته بودم ، فردا صبح كه خدمتشان رسيدم فرمودند :