الشيخ محمد الصادقي الطهراني
51
علم قضاوت در اسلام (از ديدگاه كتاب و سنت) (فارسى)
اين چه مجلسى بود كه ديروز ديدم ؟ فتم : فدايت شوم ! اين قاضى براى من احترام قائل است و احياناً نزد او مىنشينم . فرمود : از كجا ايمنى دارى كه لعنت خدا فرود آيد و تو را هم دربرنگيرد ؟ « 1 » و مىبينيم كه حتى نشست و برخاستِ مردى دانشمند همچون محمد بن مسلم با قاضىِ جور حرام است ، با آنكه نظرش از اين مجالست كمك بهاو نبوده ، بلكه احياناً تقيه و يا مصلحتى ديگر او را واداشته است ، و از اين خبر چنان مىنمايد كه مجالست با قضات جور نه تقيهبردار است و نه مصلحتدار ! - بجز جريانى ارشادى . و آيا قاضى مىتواند بهعلم خود در حكم اكتفا كند ؟ چه ادلّهى شرعيه از قبيل شهادت و قسم آنرا تأييد كند يا نكند ، يا تنها ادلّهى مقررهى شرعى است كه مىتواند مستند حكم باشد چه قاضى ازين راهها يا راههاى ديگر علم پيدا كند يا نكند ، و يا حتى علم بر خلاف اين ادلّه داشته باشد ، و يا آنكه هر دو شرط است كه هم قاضى علم پيدا كند و هم ادلّهى شرعيه موافق اين علم باشد ؟ شكى نيست كه شهادت و قسم و مانند اينها ، در باب قضاوت از وسايل حكم است ، همهى اينها نه صرفاً طريقيّت دارند و نه تنها موضوعيّتْ ، راه اثبات و نفى در ميان همهى راهها همينهايند بهشرطى كه دليلى روشنتر بر خلاف آنها در كار نباشد ، مانند آنكه قاضى
--> ( 1 ) - كلينى و شيخ بهسندِ قوى همچون صحيح اين خبر را نقل كردهاند .