الشيخ محمد الصادقي الطهراني

37

علم قضاوت در اسلام (از ديدگاه كتاب و سنت) (فارسى)

11 - و اصْرمهمْ عند اتّضاحِ الحُكْمِ : و به‌هنگام آشكار شدن حكم از همه قاطع‌تر باشد كه هيچ عامل خارجى ، هيچ مقامى و هيچ نيرويى او را از حكم قطعى و اجرايش باز ندارد ، هم‌چون شمشير برنده ، حكمِ قطعى را عملى سازد و به‌جز خدا از كسى نهراسد . 12 - « ممَّنْ لايزدهيه اطْراءٌ » از كسانىكه تعريف و تمجيد هيچ‌كس بىخودش نكند ، او را از « خودش » نستاند ، ستايش ستايش‌گران او را از حق دور نسازد و به‌باطل نزديك نكند . 13 - « وَلا يَستميلهُ إغْراءٌ » هرگز فريب حيله‌گران ، او را - به‌داورى ظالمانه - متمايل نكند . هيچ خدعه و نيرنگى او را از حق منحرف نسازد . . . و چنان‌كه وعيدها ( تهديدها ) او را نمىترساند ، وعده‌ها نيز او را به‌انحراف متمايل نمىكند . و اينان كم‌اند . . . اگرچه عالمان و عادلان بسيارند . . . ولى اينان كه هم‌چون كوهى محكم در برابر خواسته‌هاى اين و آن پابرجايند و جز راه حق نمىپويند ، و به‌جز حق نمىگويند ، و جز به‌حق حكم نمىكنند ، اين‌ها بسيار كم‌اند ، و به‌جز اين‌ها هم ديگران صلاحيت قضاوت را ندارند . و مىبينيم كه تمامى اين سيزده شرط بر مبناى بالاترين دقت ، شجاعت ، انعطاف‌ناپذيرى ، بردبارى و پىجويىِ حكيمانه از حق بر ميزان علم و عدالت استوار است . تنها علم كافى نيست كه چه بسا عالمان گول مىخورند و يا بر خلاف عدالت حكم مىكنند ، و تنها عدالت هم كافى نيست كه چه بسا عادلان