الشيخ محمد الصادقي الطهراني
38
علم قضاوت در اسلام (از ديدگاه كتاب و سنت) (فارسى)
كوركورانه بهخيال عدالت جنايت مىكنند ، و تنها مجموعهى علم و عدالت هم كافى نيست كه حلم و ثبات و استقامت و انعطافناپذيرى و صبر و حوصلهى زياد و بالاخره تمامى صفات فاضلهاى كه بهتر مىتواند قضاوت را تنها بر مبناى حق انجام دهد ، همهى اينها در درجهى اعلا نسبت بهحوزهى قضاوت لازم است . و در آخر كار تمامى اين امتيازات سيزدهگانه كافى نيست كه سه شرط ديگر هم بايستى بهوسيلهى رهبر تحقق يابد : 1 - « ثُمَّ أكثِر تعاهد قضائه » : سپس اى مالك ! اى رهبر ! اى فرمانده ! اى استاندار مصر ! قضاوت قاضى شررا زياد بررسى كن ، او را تنها مگذار ، نكند با داشتن تمامى اين اوصاف بلغزد و يا ناخواسته خطا كند . توهم سايه بهسايهى او بر قضاوتش نگران باش . نگو قاضى جامعالشرايط است و ديگر بهمن چه ، شايد بر خلاف گمان و تشخيص تو فاقد بعضى از اين شرايط باشد ، و يا خودِ مقام قضاوت و كرسى قضاء او را دگرگون كرده باشد ، نگو من او را مدتى است مىشناسم ، آنمدت بىمنصب با زمان منصب فرقها دارد كه : « عِنْدَ تَقَلُّبِ الاحوالِ يُعْرَفُ جواهر الرّجالِ » : در دگرگونى حالات جوهرهى مردان شناخته مىشود ، اين اعتمادهاى استصحابى را از خود بهدور كن ، و اصولًا صاحب منصب شدن خيلىها را از خود بىخود مىكند ، پُرها را پوك مىسازد ، عادلان را فاسق مىكند ، و چه خوش گفت مرحوم آيتاللَّه سيد محسن حكيم ، مرجع والاى زمان خود « عدالت در