الشيخ محمد الصادقي الطهراني
35
علم قضاوت در اسلام (از ديدگاه كتاب و سنت) (فارسى)
كوچك هم باشد از شرايط اوليهى قبول هر مسؤوليتى است ، و بالاخره براى قاضى فهم دو بعدى لازم است ، كه هم خود مردى زيرك و فهيم باشد ، و هم فهم خود را در بالاترين اوج و دقت بهكار بندد ، و درين فهمِ دو بعدى ، قاضى بايد بر تمامىِ حوزهى قضائيش مانند ساير صفات برشمرده برتر باشد . 7 - « وَ اوْقَفَهُمْ في الشُّبهاتِ » : از همه مردمِ حوزهى قضائيش در شبهات محتاطتر بوده و بيشتر توقف كند ، اگر شبهه در حكم شرعى است كه آنرا نفهميده و يا در آن اختلاف آراء است ( بخصوص در صورتى كه طرفِ دعوى بهاجتهاد و يا تقليدش حكمِ ديگرى را بر خلاف نظر قاضى پذيرفته است ) ، اينجا توقف كند ، و اگر شبهه در موضوع و مصداقى از مصداقهاى حكم است و يا هر شبههاى كه حكمى را از قاطعيت مىاندازد او نيز توقف كند ، و بالاخره بهنظر اولش تكيه نكند كه برحسب حديثى « النَّظْرةُ الاولى نَظْرَةٌ حَمْقاءُ » : نظر نخستين احمقانه است ، بلكه مدتى بررسى و دقت كند تا بهكلى از نظرِ جديد مأيوس گردد ، كه اصولًا دادگاه اسلامى شبههپذير نيست . مال ، جان ، عرض و ناموسى كه با حكمِ قطعى بهطور حتم زير و زبر مىشود لازم است مبنايى قطعى و خالى از هرگونه شبهه داشته باشد . 8 - « وَ آخَذَهُمْ بِالْحُجَجِ » : از همه بيشتر بهأدلهى قطعيّه تمسك جويد . بهخيال و گمانِ خود ، حُسن يا سوءظنّ خود ، و بلكه بهيقين خود كه مستند به دليل قطعى نيست اعتماد نكند ، مقدَّرات جان ، مال ، عرِض