الشيخ محمد الصادقي الطهراني

34

علم قضاوت در اسلام (از ديدگاه كتاب و سنت) (فارسى)

را پس از حكمِ اشتباهىِ پيشين شناخته ، و آن‌جا تنها به‌لغزشِ گذشته‌ى خود پى برده ، خواه حق را بشناسد كه وظيفه‌اش در اين فراز معين شده ، و يا نشناسد كه بايستى از حكم در اين‌مورد خوددارى كند . 5 - « وَلا تُشْرِفْ نَفْسُهُ عَلى طَمَعٍ » نفسش ، جانش ، روحش ، عقلش ، وجدانش ، علمش و هوشش و سراسر وجودش مشرف بر طمع نباشد ، هرگز هيچ‌گونه طمعى به‌هيچ قيمتى در او راه نيابد ، طمعِ مقام ، مال ، شهوت ، انانيت ، و هر طمعى بايد در او بميرد ، تا بتواند حق را در تمامى شرايط زنده بدارد ، طمع‌هاى پيدا و نهان هرچه باشد و به‌هر كه باشد او را از محور حق نلغزاند ، و بالاخره هرگز در جايگاه طمع و آز تكيه نزده ، خالى از هرگونه طمعى ، منهاى هرگونه آز و نيازى در دادگاه عدل الهى قرار گيرد كه هم او از طمع فرارى است و هم طمع از او ، كه خطرناك‌ترين خوى ناپسند براى قاضى طمع است . 6 - ولا يَكْتَفي بِأدْنى فَهْمٍ دُونَ أقْضاهُ » به كمترين فهم و دريافت در زمينه‌ى قضاوت به‌جاى بالاترينش اكتفا نكند ، بلكه هم‌چنان بكوشد كه در بالاترين اوجِ شناخت و فهم قرار گرفته و بر همان مبنى حكمش را صادر كند ، در امور عادى هم شايسته است انسان از بالاترين فهم برخوردار باشد ، تا چه رسد به‌قضاوت كه سرنوشت جان‌ها و عرض و ناموس‌ها و اموال را برعهده دارد ، هر اندازه مسؤوليت برتر و حساس‌تر باشد ، به‌همراهش لازم است صاحب اين مسؤوليت از فهم و دقت بيشتر برخوردار شود ، بلكه اصولًا محكم‌كارى در تمامى مسؤوليت‌ها گرچه