الشيخ محمد الصادقي الطهراني

32

علم قضاوت در اسلام (از ديدگاه كتاب و سنت) (فارسى)

زيرا خشم و غضب گرچه به‌حق و به‌جا باشد در مقام قضاوت بىجاست ، كه اعتدالِ قاضى را در حكم برهم مىزند ، براى جبرانِ اهانت به‌خودش و يا يكى از طرفين دعوى احياناً حكمِ به‌ناحق مىكند ، و يا لااقل نسبت به‌دعواى آن‌كه به‌خشمش آورده چندان اعتنايى نمىكند . و نه هيچ خصومتى ديگر چه در باطن خود قاضى و چه از جاى ديگر ، اين مثلثِ خصوم او را اولًا در قضاوت خشمگين نمىسازد ، و چه نفس مطمئنه‌اى ( بايد ) كه خشم‌پذير نباشد ، و يا خشمش را در مقام قضاوت فرو كشد ، و يا از دادگاه بيرون رود تا به‌حال عادى خود برگردد ، و حالت گذشته‌اش را فراموش كند ، چنان‌كه در خبر است از پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله كه « مَنِ ابْتُلِيَ بِالْقَضاءِ فَلا يَقْضِيَنَّ وَ هُوَ غَضْبانٌ » « 1 » هركه به‌ابتلاى قضاوت گرفتار شد هرگز مباد در حالت خشم به داورى پردازد . و از اميرالمؤمنين عليه السلام است كه به‌شريح قاضى فرمود : « لاتُسارَّأ حداً في مَجْلِسِك وَ إذا غَضِبْتَ فَقُمْ وَلا تَقْضِيِنَّ وَ أنْتَ غَضْبانٌ » در دادگاه شرع با احدى راز پنهانى را در ميان نگذار ، و اگر خشمگين شدى برخيز و در حالت غضب هرگز قضاوت مكن . خشم قاضى چه داخلى باشد و چه از جاى ديگر و يا كه بدتر از طرفين دعوى ، اولًا قاضى را از حالت اعتدال و حكم به‌حق باز مىدارد و قاضى غير معصوم كه در حالت عادى و اعتدال و با دقت كافى احياناً خطا مىكند ، واويلا كه اگر در حال داورى خشمگين هم بشود !

--> ( 1 ) - كلينى از على بن ابراهيم قمى ( كافى باب ادب الحكم خبر 2 از كتاب قضاء )