الشيخ محمد الصادقي الطهراني
31
علم قضاوت در اسلام (از ديدگاه كتاب و سنت) (فارسى)
گفتم : اگر بههر دو مايلند ؟ فرمود : اگر كار بهاينجا رسيد بهانتظار باش تا امامت را ملاقات كنى كه ايستايى نزد شبهات بهتر است از فرو رفتن در هلاكها » « 1 » و بالاخره اين معنى كه حكم عالمتر و عادلتر و باتقواتر مقدم است در تعدادى از احاديث كه مورد تأييد آيات است آمده و افضليت قاضى شرع در اين فضليت از مُسَلّمات است ، و هر فضليتى كه تأثيرى در صحت و حقانيت قضاوت دارد بايستى با چهرهى برترى در قاضى شرع نمودار باشد . و اكنون گزارش موارد برترى كه در سيزده بند ديگر آمده است : 1 - « مِمَّنْ لا يَضيقُ بِهِ الْامُورُ » . . . « امور » جمع امر است كه داراى سه معناى « فرمان ، كار و چيز » مىباشد ، كه ظاهراً اينجا هر سه معنى مقصود است : « از كسانىكه هيچ فرمان و كار و چيزى در كار قضاوت و اجرايش او را بهتنگى نيندازد ، تنها فرمان و حكم خدا مبناى قضاوت اوست و ديگر هيچ ، تنگناهاى ديگر او را بهتنگى نمىكشاند و فقط تنگناى حكم خدا بر مبناى كتاب و سنّت كه براى او بسى وسيع و بىمانع است ، او تنها بر يك محور مىگردد و ديگر هيچ ! و نيز هيچ برهانى بهجز برهانِ قاطع كتاب و سنّت او را وادار بهحكم نمىكند . 2 - « وَلا تَمْحَكُهُ الْخُصُومُ » طرفين دعوا او را دچار خشم و عصبانيت نمىكنند ، چه با يكديگر نزاع و بههم اهانت كنند و چه نسبت بهقاضى ،
--> ( 1 ) - اصول كافى ، باب اختلاف حديث ، خبر 10 از كتاب فضليت علم . اين حديث از سه طريق صحيح و چند طريق معتبر ديگر نقل شده و مورد اجماع علماى شيعه قرار گرفته است .