الشيخ محمد الصادقي الطهراني
25
علم قضاوت در اسلام (از ديدگاه كتاب و سنت) (فارسى)
والملائكه و الناس اجمعين ألا يقومُ من مجلسه و يجلسهما مكانهُ » « 1 » هنگامىكه حاكم شرع به سمت راستى و سمت چپى خود ( طرفين دعوى ) گويد : چه مىگويى ؟ چه مىبينى ؟ پس بر چنان حاكمى است لعنت خدا و ملائكه و همهى مردمان ، چرا برنمىخيزد و آندو را بهجاى خود نمىنشاند ؟ » در اينجا پيداست كه جهلِ حاكم نسبت بهحَكَميت و أعلميتِ طرفين دعوى از مهمترين خطراتِ حاكميت است . و نتيجهى آيات و اخبار گذشته دربارهى شخصيتِ ممتاز اسلامىِ قاضى اين است كه با حفظِ ضرورت قضاوت كه از مهمترين واجبات دولت و حكومت اسلامى است ، بر مسلمين واجب است با كوششهاى پيگير ، قاضيانى شايسته را بهاندازهى كفايت آماده سازند . و آياتِ امر بهمعروف و نهى از منكر و رواياتش چنان حتميّتى را در درجهى اول اثبات مىكند كه از مهمترين خيراتِ موردِ دعوت نگهبانان اسلام ، قضاوتِ بهحق است ، چنانكه رهبرىِ درجهى اول و أمر بهمعروف و نهى از منكر برحسب مراتبشان از همين حتميت برخوردارند . و اگر مسلمين در اين واجب كفايى كوتاهى كردند و قاضيانى با كفايت آماده نساختند آيا جايز است اشخاصِ بىكفايت را كه از نظر علمى و يا عدالت و تقوى واجد شرايط نيستند به قضاوت برگمارند كه قضاوت تعطيل نگردد ؟ اولًا بايد گفت اينهمه حوزههاى علميه كه در زمانهاى طاغوتى
--> ( 1 ) - كافى ، باب ادبالحكم ، جز 6 و تهذيب باب آداب الحكام ، جز 5 .