الشيخ محمد الصادقي الطهراني
80
فقه گويا يا فقه سنتى ، فقه پويا يا فقه بشرى؟! (فارسى)
كسى نيستند ، و اگر شما كوششى در يكى از اموال همگانى كرديد فقطدر آنها بر ديگران برترى داريد ، مشروط بر اينكه تنها به اندازهى نياز خود بهرهگيرى كنيد ، كه بيشترش با دريافت مزدِ كاركردتان ، براى ديگران است ، و اگر شما با وسايل زيادى كه داريد يك روزه صد هزار ماهى صيد كرديد ، تنها مالك تعدادى از آنهاييد كه مصرف روزمرهى شما است ، و بقيه آنها از ديگران است كه مىتوانند با دادن مزدِ صيد ، بقيهى ماهىها را از شما بگيرند ، كه ماهىِ مثلًا بهجاى كيلويى هزارتومان كيلويى بيست تومان مىشود ، و همينگونه است تمامى اموال عمومى . اسلام با بهدست آوردن ثروت هرگز مخالف نيست ، بلكه مسلمانان را در حد توان به بدست يافتن هرچه بيشتر ، براى زندگى بهتر خود و ديگران ترغيب مىكند ، ولى از طرفى هم با احترام به اموال عمومى ، اختصاص آنها را به برخى اشخاص حرام مىداند . و بالاخره در تمامى كارها و داد و ستدها تنها كوشش است كه ارزش را تعيين مىكند ، و نه حيلهها ، چپاولها و ساير مفتخوارىها كه اين همه طبقاتِ متضاد را بهبار آورده است . آرى ، اقتصاد اسلامى به اندازهاى پُركار و پُربار است كه مكتبهاى گوناگون اقتصادى هرگز به سودهاى فردى و اجتماعى آن نمىرسند ، مگر در بخشهايى كه از ضوابط آن بهرهاى گرفته باشند و يا با رباخوارى و مانندش از راههاى باطل مالاندوزى كنند . مسألهى 54 - پايهى اصلى اين اقتصادِ غنى كار است ، چه فكرى و قلمى و يا بدنى ، كه بهاندازهى كاركرد شما سود دارد ، و اين سود كه خود چهرهى دوّم كار است ، اگر به خودىِ خود سودى دارد بهره هم دارد ، مانند خانهاى كه از دسترنج حلال خود خريدهاى كه بهخودى خود « سودى »