الشيخ محمد الصادقي الطهراني
257
ستارگان از ديدگاه قرآن (فارسى)
و چنان كه از پيش هم گذشت ، در برخى آيات قرآنى نمودارهاى قابل ملاحظهاى از مسافرتهاى متقابل كيهانى وجود دارد ، و احتمال ميرود كه نجوم و كواكب با يكديگر اين گونه فرق داشته باشند كه : نجوم شهرستانهاى معمورهء آسمانى است نه تمامى كواكب - و هر دو گونه در لفظ ستاره مشتركند . مؤيد اين احتمال معنى لغوى نجم است ، كه به كوكب طالع تعبير شده « 1 » و در نتيجه كوكب « ستاره » دو قسم است : طالع ، و غير طالع ، كوكب طالع نجم است ( ستارهء طلوع يافته ) و شايد طلوع كوكب ( ستاره ) بمعنى طلوع نور زندگى و تمدن و . . در ستاره باشد ، و در مقابل كوكب ستارهاى است كه طالع و درخشان نباشد ، و اين گونه ستارگان داراى يكى از دو حال مىباشند : 1 - طلوع كرده و سپس غروب نمودهاند ، يعنى قيامت خصوصى آنها برپا شده ، و آثار تمدن و يا آبادى در آنها نابود گشته . 2 - هنوز طلوع نكرده و در انتظار طلوع آبادى و تمدن بسر ميبرد . آرى - وَ السَّماءَ بَنَيْناها بِأَيْدٍ وَ إِنَّا لَمُوسِعُونَ كشور پهناور هستى پيوسته در حال تغيير و تبديل و گسترش است ، تا آن هنگاميكه رگبار عمومى مرگ گريبان سراسر كشور را بگيرد : ( رستاخيز جهان ) تمامى آباديها به خرابى گرايد ، و همگى درخشندگان خاموش شوند : وَ إِذَا النُّجُومُ انْكَدَرَتْ تمامى قهرمانان شناور اين جو بيكران در اعماق جو غرق و سقوط كنند : و إذا النّجوم انتثرت . و چنان مينمايد كه تعبير خاموشى : وَ إِذَا النُّجُومُ انْكَدَرَتْ و محو شدن : فَإِذَا النُّجُومُ طُمِسَتْ دربارهء نجوم ، در مقابل : تعبير سقوط كردن : وَ إِذَا الْكَواكِبُ انْتَثَرَتْ براى كواكب ، اين دو گونه تعبير خودگواهى روشن بر فرق ميان نجوم و كواكب باشد .
--> ( 1 ) - مفردات القرآن راغب .