الشيخ محمد الصادقي الطهراني

203

ستارگان از ديدگاه قرآن (فارسى)

چقدر فرقست ميان اين سخن كه : من دو اسب دارم تو و برادرت سوار شويد ، ( در زمينه‌اى كه گوينده در مقام گزارش تعداد اسبهاى خود نيست ) و اين جمله كه اسبهاى من بهفت عدد ميرسد ( هنگاميكه بر خلاف سخن فوق گوينده در صدد گزارش تعداد اسبهاى خود باشد ) . از هر خواننده‌اى ولو فاقد اطلاعات علمى و ادبى هم باشد ميپرسيم : آيا ميان اين دو سنخ گفتار فرق نيست ؟ مسلما پاسخ مثبت خواهد بود . بنابر زمينهء دوم چنانچه تعداد اسبهاى گوينده از هفت عدد بيشتر و يا كمتر باشد آيا سخن دروغ نيست ؟ آيهء مورد بحث : « خَلَقَ سَبْعَ سَماواتٍ وَ مِنَ الْأَرْضِ مِثْلَهُنَّ » كه هفت بودن آسمانش در نه آيهء قرآنى تكرار شده - در مقام گزارش تعداد آسمانها و زمينهائى است كه پروردگار از آغاز پديد آورده . و نه مانند مثال طنطاوى ناظر به مقامى ديگر باشد ، چنان كه مهندس در مقام گزارش ساختمانهائيكه كرده است گويد : هفت دستگاه ساخته‌ام . اينك بايد از طنطاوى پرسيد : آيا از يك نفر گويندهء عادى و حتى بيسواد زشت نيست كه در مقام تعداد املاك خود تنها بذكر 000 ر 000 ر 300 هفت سيصد ميليونيم آنها اكتفا كرده و چنان وانمود سازد كه بيش از اين مقدار چيزى ندارد . عدد تخمينى سيصد ميليون زمين كجا و عدد هفت كجا ؟ . و از اينجا زشتى اين نسبت بوحى الهى هويداست كه نامبرده بپندار عظمت گفتهء دانشمندان نجوم آن‌گونه كه شايد در كلام الهى دقت نكرده است . از همهء اينها گذشته ، از كجا معلوم شد كه ستاره ( نجم ، كوكب . . . ) و زمين در اصطلاح قرآن يكسان باشند ؟ .