الشيخ محمد الصادقي الطهراني

204

ستارگان از ديدگاه قرآن (فارسى)

آنچه از اطلاقات اين دو كلمه « ستاره - زمين » از آيات قرآنى بدست ميآيد بر خلاف پندار طنطاوى اختلاف معنى و مصداق آنها است . در سراسر قرآن لفظ « سماوات » ( جمع ) در 190 جا ياد شده ، ولى دربارهء زمين تنها كلمهء « ارض » به چشم مىخورد - و تعداد معين زمينها تنها از آيهء مورد بحث بدست آمده است . و كلمهء مصابيح و نجوم و كواكب كه در چند جاى قرآن ياد شده هرگز شامل زمين ما و يا زمينهاى ديگر نبوده ، و بلكه در مقابل آنها آمده است . « 1 » و چنان كه در بحث آسمان و ستارگان خواهد آمد ستارگانيكه به چشم ميخورند شايد تنها در آسمان اول جاى دارند ؟ . . و از آنچه در پيرامون هفت زمين در ذيل آيهء « وَ مِنَ الْأَرْضِ مِثْلَهُنَّ » گذشت ، با ضميمهء آغاز آفرينش و تولد جهان كه در اول كتاب يادآور شديم چنان نتيجه مىشود : خدا آسمانها و ستارگان را از گازهاى داغى كه از انفجار مادهء نخستين پديد شده بود آفريد ، و هفت كرهء خاكى مانند و هم سنخ يكديگر از بقاياى اين انفجار پديد آورد . . . و كرات خاكى ديگرى هم كه احيانا وجود داشته باشند ، آنگونه هماهنگى كه در اين هفت كره وجود دارد ، با اينها و يا با هم نيز ندارند . بنابراين كلمهء زمين و ستاره در اصطلاح قرآن يكسان نبوده ، و هر كدام بمعنى يك سنخ از كرات جوّ پهناور كيهان آمده ، و كلمهء زمين و زمينها تنها دربارهء زمين ما و يا هر هفت كرهء خاكى آورده مىشود . ولى كلمهء ستارگان : ( نجوم - كواكب - مصابيح - بروج . . ) دربارهء ساير

--> ( 1 ) - در بحث آسمان و ستارگان در اين پيرامون تفصيل بيشترى خواهيد ديد .