الشيخ محمد الصادقي الطهراني

66

نقدى بر دين پژوهى فلسفه معاصر (فارسى)

اگر قرآن ظنّى باشد ، در نتيجه ما همگى در ظنّيت و ترديد به سر مىبريم . چون محكم‌ترين بيانات الهى كه هيچ مسلمانى در اعجاز آن شك ندارد و حتى سوره‌اى يا آيه‌اى مثل آن را نتوانسته‌اند و نمىتوانند بياورند ظنى است ! حال اين كه مقتضاى فصاحت و بلاغت و قطعى بودن اعجاز است يا ظنى بودن اعجاز است آن هم اعجازى ابدى ؟ ؟ ؟ آيا عصاى موسى عليه السلام كه اژدها شد قطعى بود يا ظنّى ؟ اگر ظنّى بود كه ديگر اعجاز نبود ، البته فرعون و فرعونيان كه حاضر به قبول نبودند ، مىگفتند : اين معجزه نيست ، بلكه سحر است ؛ يعنى در ماهيت معجزه ايجاد شك و ظن نمودند ، با اين كه به‌طور قطعى آن را حس كردند و در مقابله با حضرت موسى عليه السلام به ساحران مصرى دستور دادند هر كارى مىتوانند انجام دهند . ايشان هم طناب‌هايى را انداختند ، اما اين‌ها ظنى بودند يا آن‌ها ؟ عاقلان دانند . ولى عصاى موسى عليه السلام كه همه‌ى آن‌ها را بلعيد ، معجزه‌اى كاملًا قطعى بود ، زيرا موجودى واقعى گرديد و تمامى طناب‌هاى ساحران را بلعيد ، ساحران نيز كه بيشتر از هر كسى به دروغ بودن سحر و ساحرى خود آگاهى داشتند ، به يقين فهميدند كه كار موسى ابن عمران سحر عليه السلام و جادو نيست و معجزه‌اى قطعى است ، لذا به او ايمان آوردند . در هر صورت ، معجزه‌ى حضرت موسى عليه السلام موقتى و فقط به دست خود آن حضرت انجام شد . آيا شما چنين معجزه‌اى را نيز ظنى مىدانيد . ما بر خلاف شما ، يقين داريم كه قرآن كريم معجزه‌اى ابدى است و بالاترين معجزات رسول اسلام است و بايد از معجزات ساير انبياء نيز قطعىتر و محكم‌تر باشد تا اعجاز ابدى باشد ؛ اعجازى كامل كه حتى بُعد قشرى و ظاهرىاش اعجاز لفظى است . به‌طورى كه در روشنىِ دلالت بسى برتر و فراتر از بيانات ديگران باشد . قرآن بهترين و روشن‌ترين دلالت الفاظ را داراست كه يك هزارم ، يك در بىنهايت ، اجمال و گنگى در دلالتش راه ندارد . كسانى كه مىگويند قرآن ظنّى الدّلالة است آيا گفته‌ها و نوشته‌هاى خودشان هم ظنّى مىدانند يا قطعى ؟ سه جواب مىتوانند بدهند :