الشيخ محمد الصادقي الطهراني

65

نقدى بر دين پژوهى فلسفه معاصر (فارسى)

هم وحى الهى هستند ، اما با اين تفاوت كه الفاظ و عبارات قرآن ، بيان و دستور مستقيم خداست ، ولى الفاظ و عبارات سنّت قطعيّه ، فرموده‌ى رسول‌اللَّه صلى الله عليه و آله و معصومين عليهم السلام است و تنها مفاد آن‌ها وحى الهى است ، يعنى قدر مسلّم قرآن بالاتر از سنّت قطعيّه مىباشد ؛ امتياز قرآن دو بُعدى و امتياز سنّت تك‌بعدى است . بُعد مشترك اين كه هر دو وحى الهى هستند ؛ پس چه شده كه حديث قطعىالدّلالة و قرآن ظنّى الدّلالة است ؟ مفهوم چنين فرضى اين است كه علم معصومين عليهم السلام بالاتر از علم خداست كه ايشان قطعى سخن‌گفته‌اند و خداى تعالى نتوانسته يا ندانسته يا نخواسته به طور قطع سخن بگويد ؟ ! ! « 1 » آيا قرآن كه حتماً خالص است و سنديت قطعى دارد مورد ظن و ابهام و ترديد است ، ولى احاديثى كه سند و متن آن‌ها ، هر دو مورد ترديد است ، دلالت قطعى و صد درصد دارند ؟ ! چه كرده‌ايد ؟ و چه مىخواهيد بكنيد . تا چه اندازه قرآن خدا را بىصاحب پنداشته‌ايد ؟ شما با اين كار ، شك خود را به يقين تبديل كرده‌ايد و يقين خود را به شك انداخته‌ايد ، در حالى كه طبق قواعد عقلى و فقهى ، انسان هميشه بايد به يقين خود عمل كند . مگر نه اين است كه قرآن قطعىالصّدور و احاديث ظنىالصّدور هستند ، طبق قاعده خودتان به كدام‌يك بايد توجه و عمل نمود ؟ كدام‌يك رابيشتر بايد ملاك و معيار عمل قرار داد تا حقيقت آشكار گردد ؟

--> ( 1 ) - اگر اين كلام را يهود نصارى مىگفتند حرفى نبود - شيعه چرا ؟ آيا ما غافل نيستيم ؟ ممكن است بگويند قرآن مطلق دارد مقيد دارد ، خاص دارد ، عام دارد ، ناسخ دارد ، منسوخ دارد ، متشابه دارد و . . . جواب اين است كه - حديث هم همه اين‌ها را دارد افزون بر تناقضات و مفادات و آن‌چه بر خلاف عقل و علم است دارد ، چرا احاديث را كنار نمىگذارند ؟ ثانياً جواب اين سخن را نيز امام رضا عليهم السلام در مورد متشابه فرموده‌اند : المتشابه ما اشتبه علمه على جاهله ، يعنى كسى كه جاهل به مطلبى باشد ، آن مطلب براى او متشابه است نه براى آگاهان و دانايان ، حتى روزنامه‌هاى منتشره هم براى خيلى از ماها متشابه است چرا ؟ چون از منشاء خبر ، يا از مقدمات و واقعيّات و سوابق قبلى آن مطالب بىخبريم - آيا براى روزنامه نويس ، يا كسى كه همه روزه روزنامه‌ها را مىخواند براى او هم متشابه است ؟ قرآن كريم براى كسانى كه دائماً با او سروكار دارند و عالمانه و محققانه مطالعه مىكنند چگونه مىشود متشابه باشد نه تنها متشابه نيست بلكه براى او تبيان و نور است اما كسى كه اصلًا با علوم قرآنى سروكارى ندارد و اعتنايى نمىكند ، نوع آيات قرآن براى او متشابه و ظنى الدلاله است و نه فقط آيات الاحكامش . به علاوه كه ما در آيات الاحكام اصلًا متشابهى نداريم همه‌اش يا نص است يا ظاهر مستقر و هيچ‌گونه ابهامى در آن‌ها نيست ( خادم‌القرآن )