الشيخ محمد الصادقي الطهراني

64

نقدى بر دين پژوهى فلسفه معاصر (فارسى)

عقلا ، تحصيل كرده‌ها و حتى كسانى كه عرب نيستند ؛ مثلًا اگر از غير عرب‌ها بپرسيد : شما كه قرآن مىخوانيد چه مىفهميد ؟ اكثراً مىگويند : ما از عربى چيزى نمىفهميم ، ولى ترجمه‌ها را كه مىخوانيم خيلى در ما تأثير مىكند و از تذكرات قرآن درباره‌ى قبر و قيامت و توحيد و نبوت و غيره ، استفاده‌هاى شايانى مىبريم . حال چگونه است كه برخى از علماى اسلام گفته‌اند ما قرآن را نمىفهميم و ظنّى است ؟ ! ! پس طبق همان دلايل مذكور ، خداى تعالى با علم و عدالت و رحمت مطلقه‌اش ، بيان هدايتى خويش را بايستى به گونه‌اى بفرستد تا هيچ عذرى براى مكلفان در اعتقادات و عمل به احكام نماند ، در حالى كه سخن نارواى ظنّى الدّلالة بودن قرآن ، سبب رفع تكليف آگاهانه از مكلفان و تهمت ظلم ، جهل و خيانت به ساحت قدس الهى است . دوم : از كسانى كه نسبت ظنّى الدّلالة بودن يا ابهام به قرآن داده‌اند ، چه داخلى و چه خارجى ، بايد پرسيد : آيا لفظ زيد خارج از قرآن قطعى و صد درصد دلالت بر زيد دارد ، اما در آيه‌ى : « فَلَمَّا قَضى زِيدٌ مِنها وَطَرَاً زَوَّجْناكَها » ( احزاب / 37 ) لفظ زيد در اين آيه ظنى است ؟ آيا مىتوان گفت معلوم نيست اين كلمه‌ى زيد ، دلالت بر زيد دارد يا غير او ، چون قرآن ظنّى است ؟ آيا لفظ ( حُرِّمَ ) كه در ميان گويش‌هاى همه‌ى اعراب ، به معنى حرمت است ، در قرآن كريم « حُرِّمَ ذلِكَ عَلَى الْمُؤْمِنينَ » ( نور / 3 ) به معناى حرمت نيست ؟ چون ظنى است ؟ آيا ممكن است مرجوح باشد ؟ ! يعنى ممكن است شك كنيم كه آيا ( حُرِّمَ ) دلالت بر حرمت دارد يا نه ؟ ! خداى تعالى از به كار بردن لغات ، و الفاظ قرآنى مراداتى داشته كه رسيدن به آن‌ها كارها بسيار آسان و در پايان بدون ابهام است . يعنى نه تنها قرآن قطعىالدّلالة و قابل فهم است ، بلكه قطعى بودن دلالتش هم‌چون معانى والايش بىنظير و خود هم‌چون معانيش بالاترين اعجاز است و آيا در اعجاز لفظى قرآن آثار عجزى از دلالت عادى يافت مىشود ؟ سوم : اين كه مىگوييد احاديث قطعىالدّلاله‌اند با اين كه سنديت آن‌ها ظنّى و مورد شك و ترديد است ، اينجا اشكال دو برابر است ، چون اولًا قرآن و سنّت قطعيّه ، هر دو با