الشيخ محمد الصادقي الطهراني
63
نقدى بر دين پژوهى فلسفه معاصر (فارسى)
ظنّى بودن دلالت الفاظ قرآن ، از بحثهايى است كه از ابتدا به خورد طلاب داده شده و اين مسأله در ذهن طلبه جا گرفته است ، واقعاً فكر مىكنند قرآن دلالتى در حد ظن و گمان دارد و نمىتواند مورد استناد يقينى قرار گيرد . اين فرضيه قبل از رسيدن به مرحلهى تفسير كتاب و سنّت تدريس مىگردد ، و باعث مىشود قرآن بهطور كلى به گوشهاى رانده شود . خود اين قول ظنى بودن قرآن ، از بدترين و زشتترين تهمتهاى ناروايى است كه به قرآن كريم زده شده است و نيز از منفورترين و معيوبترين پيشفرضهاى غلطى است ، كه چنانچه با اين رقم بينش و پيش فهم به سراغ قرآن بروند ، كه رفتهاند . كل اسلاميات ما زير سؤال مىرود . مفروضات نادرست زياد داريم ، لكن اين مفروض ، از بدترين و خطرناكترين آنها است چونكه كل قرآن را به نابودى مىكشاند و از دلالت ساقط مىكند . « 1 » چندين اشكال بر اين فرضيهى نادرست وارد است : اول اين كه مىگويند قرآن قطعىالسند ، اما دلالت آن ظنى است . ما كه مىدانيم و شما نيز اعتراف داريد كه قرآن بدون هيچ كم و زياد از جانب خداى تعالى ، به گونهاى قطعى نازل شده است . در همين قرآنِ قطعىالسّند ، آياتى با الفاظ « يا ايّها النّاس » و « يا ايّها الّذينَ آمنوا » نازل شده كه به انسانهاى عامى خطاب دارد ، تا چه رسد به علما ،
--> ( 1 ) - و اين همان است كه يهود و نصارى از زمان خود رسولاللَّه صلى الله عليه و آله آرزويش را داشتهاند - و امروز مىبينيم كه با زبان و قلم دوستان غافلمان اين آرزوى ديرينهى آنها تحقق يافته است نتيجه و مفهوم ظنى الدلاله بودن قرآن كريم آن است كه اين كتاب عظيم - اين كتاب نور - برهان - تبيان - هدىً للناس - هدىً للمتقين - مبين و بالاتر از همه حجّت بالغه الهيّه - از دلالت ساقط است - چرا ؟ چون كه ظنى است ، توضيح اين كه - در فقه القرآن فقط عملِ به علم مأمور به مكلفان است چه در اصول دينى و چه در فروع دينى ، فرقى ندارد . و ما در سراسر قرآن كريم حتى يك اشارهاى هم بر حجيّت ظنّ و ظنون نداشته و نداريم بناى قرآن كريم بر اين است ، كه عمل بايد از روى علم و آگاهى كامل باشد ، كوچكترين خدشهاى در آن نباشد ، كه : « و لاتَقْفُ ما لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمِ » ( الاللَّهِ الدّينُ الخالص ) و دين خالص هم با علم خالص تحقق پيدا مىكند ، نه با علم مشكوك و مظنون علم خالص هم ميسر نيست مگر از طريق وحى و كتاب وحى ، وحى و كتاب وحى هم حجت و دليل نخواهد بود مگر اين كه علم به آن باشد . و چنانچه قرآن ظنى الدلاله باشد ، ديگر براى ما واجب الاتّباع نخواهد بود . چون ظّن است و خودش هم فرموده « انّ الظّن لايغنى من الحقّ شيئاً » . ( خادمالقرآن )