الشيخ محمد الصادقي الطهراني
57
نقدى بر دين پژوهى فلسفه معاصر (فارسى)
نيست ، لكن درصد بسيار بالايى از مفاد متن قابل فهم است . اما در مورد قرآن - كه از ناحيهى علم و رحمت مطلقهى ربانى صادر شده است - به گونهاى مطلق در همهى جهات ، با فصاحت و بلاغت فوق حد اعجاز ساير انبياء ، دال و مدلول قطعى ، با رعايت تمامى ابزارهاى شايسته براى رسيدن به فهم درست در دست ماست و هرگونه شك و ترديدى در قرآن يا دلالت آن ، شك و ترديد در علم و رحمت ربوبى است . انسان عاقل اگر بخواهد مقصود باطنى خود يا مطلبى را به ديگران بفهماند ، آيا الفاظى را انتخاب مىكند كه صد در صد مقصودش را ايفاء كند ؟ يا از الفاظ مبهم و مشكوك استفاده مىكند ؟ اصولًا آيا خداى تعالى علم و احاطه به لغات و معانى دارد يا خير ؟ اگر علم به الفاظ و معانى ندارد ، جاهل است . اما اگر علم دارد لكن عمداً الفاظ منحرف و غير يقينى را استعمال مىكند ، در اين صورت نيز عمل وى داراى سه وجه است : يا « نعوذُ باللَّه » خائن است يا ظالم يا هر دو ، كه نمىخواهد مطلب خويش را درست بفهماند . . . و يا علم به لغات و معانى نداشته و كودكانه سخن گفته است ، اگر استادى براى گروهى از دانشجويان يا ديگران ، كتابى بنويسد ، و در آن لغاتى مشكوك و گنگ و مبهم به كار ببرد كه به گونهاى واضح ، بر مطلب و مقصودش دلالت نكند ، هم به خود ظلم و خيانت كرده ، هم به دانشجويانش . بنابراين ، هر قدر عقل و علم وى زيادتر باشد ، قهراً متن كتابش نيز منطقىتر و علمىتر و عاقلانهتر و روشنتر خواهد بود . در مرحلهى بعد هم اگر بخواهد اين متن عاقلانه را به ديگران تعليم دهد ، لغت و ادب و منطقش ، باز هم عاقلانهتر و منطقىتر خواهد بود . چون هم دال عاقلانه و علمى است و هم مدلول . آيا خالق عقل ، عقلا ، علم و علما ، به مقدار انسانهاى عاقل و عالم هم عقل و علم ندارد ؟ ! آيا نمىتواند الفاظى صريح را براى رساندن مرادش استعمال كند ؟ و يا عاجز و ناتوان بوده ؟ ! خدا كتابى فرستاده كه مبهم است ؟ بنابراين هم به خود ظلم و خيانت كرده ، هم به جويندگان حقيقت ؟ ! يا اين كه علم به لغات ، معانى و ادبيات عرب نداشته و نمىدانسته چه لغات و ادبياتى را انتخاب كند تا صد درصد بر مرادش دلالت داشته