الشيخ محمد الصادقي الطهراني
58
نقدى بر دين پژوهى فلسفه معاصر (فارسى)
باشد يعنى نعوذباللَّه جاهل است ؟ ! ! و بالاخره آيا خداى سبحان ، نخواسته قرآنى قطعى الدلالة براى مكلفان نازل كند و آن را ظنّى الدلالة نازل كرده است ؟ ! ! ! خداى متعال از همهى اين نسبتها به دور است ؛ زيرا خود فرموده : « انَّ هذا القرآن يَهْدى لِلَّتى هِىَ أَقْوَم » ( اسراء / 9 ) همانا اين قرآن هدايت مىكند براى آن چه استوارتر ، محكمتر و ارزشمندتر است . حتى اشخاص مجنون هم كه در حالت ديوانگى حرفهاى نامربوط مىزنند ، در مواقع ضرورت درست صحبت مىكنند . اگر ديوانهاى كه بيمار شده ، فرياد بزند : « آى سرم ! » آيا كلمهى « سر » از شخص ديوانه ظنّى و نامفهوم است ؟ يعنى ممكن است كسى بگويد چون او ديوانه است مراد از سر ، شايد سر نباشد و مراد ، دست يا پا باشد ؟ ! اگر كسى چنين بگويد به اين شخص به ظاهر عاقل چه بايد گفت ؟ يادم هست هنگامى كه در بيروت بوديم ، يك بار ما را به بيمارستان ديوانگان بردند ، ديوانهها دور ما جمع شدند ، البته چون در بيروت مذاهب مختلف موجود است ، ديوانهها هم از مذاهب مختلف بودند . ديوانهى يهودى ، مسيحى ، زردشتى ، شيعه ، سنّى و . . . ديوانهها جمع شدند و مىگفتند كه ما ديوانه و چنين و چنان نيستيم . البته حرفهاى ديوانگى مىزدند ، ولى همين ديوانهها نيز صد درصد ديوانه نبودند ، چون مطالبى هست كه ديوانهها هم مىفهمند . از جمله به آنها گفتم : « اى ديوانهها ! اگر شما به همين حالت بمانيد و بعد از ساليانى بميريد ، چون مكلف نيستيد خدا شما را بدون حسابرسى به بهشت مىبرد ، هر چه و هر كه باشيد ، لكن اگر عاقل شويد ، مكلفيد و شما را بازخواست مىكنند و آنگاه به بهشت يا جهنم وارد خواهيد شد ، حال از شما سؤال مىكنم آيا علاقه داريد در همين حالت بمانيد و صددرصد به بهشت برويد ؟ يا اين كه عاقل شويد كه معلوم نيست به بهشت برويد يا به جهنم ؟ » همهى ديوانهها بالاتفاق گفتند : « ميل داريم به همين حالت بمانيم و به بهشت برويم ! ! » پس چنين نسبتى را كه به خدا مىدهند ، به ديوانه هم نمىتوان نسبت داد ! ديوانه كه در حالت ضرورت ، خطر يا بيمارى مىگويد : سر ، يعنى سر ، پا يعنى پا ، دست يعنى دست ،