الشيخ محمد الصادقي الطهراني
51
نقدى بر دين پژوهى فلسفه معاصر (فارسى)
و براى اين كه نعمتش را بر تو تمام كند و به راه راستت رهنمون شود و تو را نصرت و يارى فوقالعاده كند . ( فتح / 2 ) اين چه گناهى است كه خداى تعالى براى پوشش بر گذشته و آيندهى آن ، مكه را براى اين گنهكار ! فتح كند و بعد از اين همه لطف در فتح مكه بخشش ، نعمت ، هدايت و نصرت ربانى خود را نيز شامل او مىگرداند ! آيا معقول است كه خداى تعالى در مقابل گناه ، آن هم بدون توبه ! چنين لطف عظيمى به گنهكار روا نمايد ؟ ! مهمتر اينكه « نعوذباللَّه » اگر گناه از كسى چون پيامبر صلى الله عليه و آله سر زده باشد ، نابخشودنىتر است . « 1 » مىبينيد كه چقدر اشكال براين معانى مىتوان گرفت ، اين است كه عرض كرديم چنانچه از خارج قرآن و معانى تغيير يافته در بستر زمان ، به ترجمه و تفسير قرآن كريم بپردازيم به چه گردابى مهلك گرفتار مىشويم . كلمهى « ذنب » در آيات ديگرى نيز آمده است كه اگر اين لفظ را به معنى گناه بگيريم
--> ( 1 ) - در علم كلام و ذيل آيات مربوطه به اثبات رسيده كه نه تنها رسولاللَّه ( ص ) گناهى را در طول عمر مرتكب نشدهاند ، بلكه حتى فكر گناه هم از ساحت مقدسشان بيرون بوده است و چنانچه رسولاللَّه ( ص ) « نعوذباللَّه » حتى كوچكترين گناهى را مرتكب شد يقيناً از پيامبرى ساقط شدند . عدهاى از مفسرين هم - چون در اعتقاد فطرى و دينى خودشان به عصمت انبياى عظام خصوصاً رسولاللَّه ( ص ) معتقد بودهاند وقتى به اين آيه شريفه رسيدهاند بينالمحذورين واقع شدهاند كه چه كنند . از اين طرف قائل به عصمت رسولاللَّه ( ص ) هستند . از طرف ديگر در قرآن كريم خداى تعالى فرموده - ليغفرلكاللَّه ما تقدم من ذنبك و ما تأخّر - هر چه فكر كردهاند ديدهاند نمىتوانند معناى كلمه ذنب و گناه را در مورد شخص رسولاللَّه ( ص ) قائل شوند ناچار شدهاند دست به توجيه و تأويل آيه بزنند - فلذا به ناچار - يك تقديرى از خود براى آيه در نظر گرفتهاند و گفتهاند « ذَنبِكَ » اى ذَنبُ امتِّكَ - كه با اين كار نيز اشتباه خود را با يك توجيه غلط تبديل به چندين غلط و اشكال ديگر نمودهاند ، كسى هم نبوده كه از آقايان بپرسد حال كه شما اين تقدير را در نظر گرفتهايد پس معناى آيه شريفه به نظر شما بايد اين باشد كه : - ما مكه را براى تو فتح كرديم - تا گناهان گذشته و آينده امت تو را بپوشانيم . بنابراين خيال امت بايد كاملًا راحت باشد كه نه خودشان و نه اجدادشان از فتح مكه به اين طرف هيچگونه گناه و معصيتى براى آنها در كار نيست ، چون خداى تعالى خودش در قرآن شريف فرموده كه ما همه گناهان را با فتح مكه برداشتيم از اين به بعد گناهان هيچگونه آثارى در نامه اعمال ندارد - در حقيقت سفرهى گناهانِ امّت برچيده شد و هيچگونه معصيت و عذابى در كار نيست . ببينيد غفلت تا چه حد ؟ آيا اين تفسير است يا تسفير ؟ حال و هواى علم - حال و هواى عقل - حال و هواى برونگرايى و . . . اين ندانم كارهاى است كه انسان را به اين گردابهاى ضال و ضلال مىكشاند . پس چرا ما مسيحيان را مذمت مىكنيم - آنها مىگويند عيسى ابن مريم بدار آويخته شد تا فداى امت شود و امتش از گناهان پاك شوند - فلذا بعد از دار زدن عيسى ابن مريم سفره گناهان برچيده شد كفارّهاى مىدهيم و از مهلكه مىرهيم . ادّله بشرى همين است كه مشاهده مىكنيم - مسلمانان هم براى اين آيه شريفه ذنبكَ - ذنب امتك - يك امَتّ در تقدير مىگيرند . يهودىها آنطور مسيحىها هم آنطور - « فَتَقَطَّعوا امرَهُم بَينَهُم زُبراً كُلُّ حِزبٍ بما لَدَيهم فَرِحوُن » جهت اطلاع بيشتر به ( تفسير الفرقان ) مراجعه شود . ( خادمالقرآن )