الشيخ محمد الصادقي الطهراني
48
نقدى بر دين پژوهى فلسفه معاصر (فارسى)
كه چه تحوّلاتى در آينده صورت خواهد پذيرفت معانى جديدى براى كلمات و لغات پيدا خواهد شد ، فلذا در متن اصيل وحى قرآنى ، قراين و شواهدى براى ثبوت و اثبات معانى مورد نظر و مقصود خويش به كار برده است ، تا آيندگان در فهم معانى الفاظ و كلمات گرفتار دسيسهها و تحريفات لغوى و اصطلاحى نگردند ، مثلًا در علم اصول فقه حوزوى ما لفظ مكروه را پايينتر از حرام و به معناى ناپسند استعمال مىكنند در صورتىكه قرآن كريم لفظ مكروه را تكويناً و تشريعاً و شرعاً در امر مستحيل يا حرام مؤكّد به كار بردهاست ! و خداى تعالى قرائن و شواهدى را به كار برده است تا رسيدن به معناى اصلى كلمهى « مكروه » هميشه و در هر زمان امكانپذير باشد . مثلًا در ( سورهاسراء آيه / 38 ) بعد از ذكر تعدادى از گناهان و محرّماتِ درجه اول ، مانند قتلِ نفس ، زنا و خوردن مال يتيم ، بلافاصله مىفرمايد : « كُلُّ ذلِكَ كانَ سَيِّئُهُ عِنْدَ رَبِّكَ مكْرُوهاً » همهى اينها بدش ، نزد پروردگارت مكروه بوده است . در اينجا مكروه يعنى چه ؟ با توجه به قراين قطعى در آيات قبل از لفظ مكروه چه معنايى را مىفهميم ؟ آيا محرّمات و گناهانى بزرگ كه پيش از ذكر كلمهى مكروه ذكر شده . واقعاً ، حرام است ؟ يا پايينتر از حرام و به معناى مكروه مصطلح حوزوى است ؟ يا اينها حرامهاى غليظ و بسيار شديد مىباشند ؟ « 1 »
--> ( 1 ) - توضيح اين كه تعبير بالفظ مكروه در آيه شريفه بعد از فرامينى كه از آيه 22 شروع مىشود و تا ( آيه / 37 ) ادامه دارد يعنى در حدود 15 آيه از آيات شريفه سورهى اسرى محرماتى را ذكر مىفرمايند به آيات توجه فرماييد : « و لاتجعل معاللَّه الهاً اخَرَ . . . » آيه 22 - « و قضى ربُكِّ الّا تَعبُدوا الّا اياهُ . . . » 23 - « واتِ ذَاالقُربى حَقَّه . . . » 26 - « و لا تَجعَل يَدَكَ مَغلُولَةً الى عُنُقِكَ . . . » 29 - « و لاتقتُلوا اولًادَكُم خَشيَةَ املاق . . . » 31 - « و لاتَقرِبوُا الزّنى . . . » 32 - « و لا تَقتُلُوا النَّفسَ اللّتى حَرَّماللَّه . . . » 33 - « و لاتَقرَبوا مالاليتيم . . . » 34 - « و لا تَمشِ فىالارضِ مَرَحاً . . . » 37 - بعد از همه اين محرمات كه خداى تعالى همه را با واو عطف به هم پيوسته نموده ، در خاتمه همه را يك كاسه كرده و فرموده : « كل ذالِكَ كانَ سَيّئُهُ عندَ رَبكَّ مكروها » 38 - با توجه به آيات شريفه آيا امكان دارد لفظ « مكروهاً » را به معناى مكروه مصطلح حوزوى معنا كرد ؟ گناهانى همچون شرك به خدا - ندادن حقوق واجبه ، كشتن اولًاد از ترس فقر ، زنا ، قتل نفس ، خوردن مال يتيم ، كمفروشى ، بدون علم و آگاهى سخنى را به خداى تعالى و به شريعت الهى نسبت دادن ، تكبر و فخر فروشى و امثال آن كه فرموده : « عند رَبِّكَ مكروهاً ) آيا به معناى حرمت مُغَلِّظه نيست ؟ و يا در آياتى ديگر مثلًا در ( سورهى حجرات آيه 7 ) - « و كَرَّه اليكم الكفر و الفسوقَ و العصيان » آيا مؤمنان واقعى و در رأس آنها رسول گرامى ( ص ) و مولا اميرالمؤمنين عليه السلام و ائمه هدى صلواتاللَّه عليهم اجمعينكفر و فسق و فجور و معصيت را به همين معناى مكروه مُصطَح مىدانستند ؟ يا حرام شديد ؟ خوشبختانه در لسان معصومين هم لفظ كراهت به اين معناى مرسوم نيامده است - مستفاد از دروس تفسيرى استاد : ( خادمالقرآن )