الشيخ محمد الصادقي الطهراني
45
نقدى بر دين پژوهى فلسفه معاصر (فارسى)
ديدهى باطن ، ديده و درك شود تا چه رسد كه بر او احاطه گردد كه : « ما عَرَفناكَ حقَّ معرفتِكَ » 2 - خداى تعالى بر همگان وحى كرده باشد كه اين قرآن وحى است . اين هم محال حكمتى است ، زيرا مشركان و كافران و حتى مؤمنان ، رسول و پيامبر نيستند تا به آنها وحى شود ، زيرا وحى فقط اختصاص به رسولان الهى دارد ولا غير . 3 - خدا نه خود را نشان داده و نه بر همگان وحى كرده ، بلكه با معجزاتى ، رسولانش را به سوى مردم فرستاده است تا با ديدن اعجازشان و تدبّر در كلامشان به رسالتشان پى ببرند . خداى تعالى در قرآن كريم نيز با فصاحت و بلاغتى بى نظير و فوق اعجاز ساير انبيا ، بهگونهاى فرمايشات خود را نازل فرموده كه جاى هيچگونه سؤال و ابهامى باقى نگذارده به طورى كه كليّه احكام توحيد ، نبوت ، معاد و ساير احكام و ضروريات را چنان بيان نموده كه گويى اصولًا انسان خدا را مىبيند يا صدايش را مىشنود بنابراين با تفكّر و تعمّق در قرآن ، همانند اين است كه ما مؤلف متن قرآن را حاضر مىيابيم يا سخنانش را مىشنويم بنابراين طبق آيهى مذكور و آياتى ديگر كه قرآن خودش را گواه صددرصد بر مطالب و مرادات الهيه معرفى فرموده است . تشخيص مرادات خداى تعالى تنها به يك محك و داور نياز دارد و بس و آن خود قرآن است . البته در مورد متون بشرى مباحث مربوط به اين محكها و داورىها هنوز بهطور رضايتبخشى بيان نشده است ، لكن مباحث مربوط به قرآن و دلالت و تفسير و تشخيص هدف و مراد پديدآورندهى آن آشكار است و كاملًا مىتوان از طريق فهم قرآن كريم به منظور و مراد خداى تعالى رسيد ، به شرطى كه تنها از ابزارهاى درونى و برونى مطلق استفاده گردد و به اين ترتيب و شرايط مخصوص است كه مفسر قرآن مىتواند بهطور قطعتطابقِ افادهى معناى متن را با منظور پديد آورندهى متن قرآن كريم دريافت نمايد .