الشيخ محمد الصادقي الطهراني
44
نقدى بر دين پژوهى فلسفه معاصر (فارسى)
در طول زمان و عرض زمين است ، نسبت به آنچه خودشان نمىتوانند به آن برسند يا در آن اختلاف دارند . بنابراين ما هدف از نزول قرآن را نيز از خود قرآن كريم مىفهميم و بس . و نيز در مورد مطالبى كه مورد نياز بشر بوده و بشر مىتوانسته به آنها دسترسى پيدا كند چنانچه خداى تعالى جزييات آنها را تصريح نفرموده و يا اگر هم تصريح فرموده است ، مبانى كلى و اصولى آن علم يا مطلب را بيان نموده است اما فهم و درك بقيه جزييات را به عهدهى خود مكلفان نهاده تا آنها را خودشان به دست آورند . « 1 » قرآن كتاب هدايت كل مكلفان به راهى محكم و استوار و خدشهناپذير است : « انَّ هذَا الْقُرآنَ يَهدى لِلَّتى هِىَ أَقْوَم » ( اسراء / 9 ) همانا اين قرآن هدايت مىكند براى آنچه كه استوارتر ، محكمتر و ارزشمندتر است . راه پابرجا و استوار الهى به گونهاى صريح و بىشائبه ، با فصاحت و بلاغتى بىنظير در قرآن بيان شده است كه گويى خداى تعالى ، خود با ما رو در رو سخن مىگويد ؛ يعنى متن قرآن چنان واضح و آشكار است كه اگر بر فرض محال ، خداى تعالى را ديده بوديم و با گوش خود مستقيماً سخن او را شنيده بوديم هيچ فرقى با اين قرآن موجود نداشت با اين كه خداى تعالى را كسى نمىبيند و هيچ كس جز رسولاللَّه ( ص ) ، وحى او را نمىشنود : « قُلِ اللَّهُ شَهيدٌ بَيْنى وَ بَيْنَكُم » ( انعام / 19 ) بگو - اى پيامبر - خداى تعالى گواه است بين من و بين شما امّا كسانى كه شك و ترديدى در قرآن دارند ، خدا شاهد و گواه است ؟ اين خود سه حالت مىتواند داشته باشد : 1 - خداى تعالى به عنوان شاهد و گواه خود را نشان داده باشد كه اين محال ذاتى است ، زيرا ذات خداى تعالى كه غير قابل تصور ، و محال است كه با ديدهى ظاهر و حتى
--> ( 1 ) - يعنى به وسيله تجربهها و استعدادهاى درونى و بالقّوهاى كه شارع مقدس به عنوان وديعه در وجودشان نهاده و دستور داده كه از اين وديعه با كمك و استمداد از همان اصول و قواعدى كه خودش در اختيارشان قرار داده به نحو احسن استفاده نمايند و بدين وسيله به جزييات امور دست يابند كه اين استعداد نيز از موهبتها و الطاف غيبيّه الهيّه و فضل بى منتهاى او نسبت به تمامى مكلّفان و عاقلان مىباشد . ( خادمالقرآن )