الشيخ محمد الصادقي الطهراني
28
نقدى بر دين پژوهى فلسفه معاصر (فارسى)
بهعنوان ابزارهاى برونى به گونهاى مطلق و مستقل از فهم قرآن استفاده شوند ، بلكه خود قرآن ، سبك ، مفاهيم و ادبيات مخصوص به خود را دارد كه از خودِ آن بايد به دست آيد ، در نتيجه تنها مقدماتى ، شايسته و بايستهى تفسير قرآن هستند كه از خود قرآن به دست مىآيند ، و همهى مفروضات برونى به هنگام تفسير مطرود و كنار گذاشته شوند ، مگر ضروريات غير قابل انكار حسىّ ، عقلى ، علمى و بالاخره فطرى متّحدالمَآل و بالاخره آنچنان مقدماتى كه مورد تصديق كتاب وحى باشند - نه مورد تصديق مفسّر - همانطور كه ذكر شد تخليهى ذهن از همهى مفروضات برونى محال است ، لكن كنارگذاردن و توجه نكردن به پيش نيازهاى غيرِ مطلقِ آنها امرى ميسّر و آسان و لازم است ، چنان كه پيشنهاد مىكنيد فقيهان و مفسران ، علايق و انتظارات خود را بر مبناى علوم هر عصر تنقيح و پاكسازى نمايند ، پس مىپذيريد كه تنقيح مفروضات امكانپذير است ، لكن ما با استفاده از محور و محكِمطلق قرآنى ، مىگوييم تنقيح و پاكسازى مفروضات ، بايستى بر مبناى قرآن و سنّت قطعيه صورت پذيرد و « تفسير » از ماده « فسْر » و به معنى آشكار كردن است و مانند قرآن تا چه رسد به آشكارتر از قرآن ، هرگز وجود ندارد . « 1 » در تفسير علاوه بر ابزارهاى اوليه ، از وسايلى نيز استفاد مىشود كه دو
--> ( 1 ) - اين جمله اشارهى به اين است كه قرآن كريم خودش ذاتاً منبع نور و بيان للناس و تبياناً لِكلُ شىٍ است ، بنابراين تفسير نور هرگز ممكن نيست ، در تفاسير موجود هر كدام از آقايان مفسرين از ديدگاه خودشان در مورد قرآن مطالبى گفته يا نوشتهاند ، يكدسته با منقولات روايى ، يكدسته با فلسفه و عرفان و حكمت بشرى ، يكدسته با پيش فرضهاى برون دينى نادرست يا غيرمطلق و . . . اما تعداد بسيار اندك هم از ديدگاه تفسير قرآن كريم با خود قرآن و سنت قطعيّه - و نه روايات منقوله - مطالبى دارند زيرا سنت قطعيّه آن است كه صددرصد با قرآن كريم موافق باشد و يا اگر از قرآن كريم مؤيّدى نداشته باشد يعنى آيهاى كه بتوان آن سنّت را به آن عرضه كرد در قرآن كريم نباشد ، مانند تعداد ركعات نماز ، نحوهى خواندن نماز آيات ، نحوهى طواف خانه كعبه ، سعى بين صفا و مروه و امثال آن در صورتى مىتوانيم آنها را سنت قطعيه بدانيم كه هيچگونه اختلافى در بين مسلمين در رابطه با آن نباشد . بنابر اين ، فروض گذشته را مىتوان از باب سنت قبول كرد و بايد هم قبول كرد چون جزء ضروريات اسلامى است - هيچ قائلى تا به حال نگفته نماز صبح 3 ركعت است يا طواف خانه 8 دور است يا نماز آيات مثلًا واجب نيست يا در صورت وجوب مثلًا 4 ركعت است و امثال آن بنابراين در هر جاى اين كتاب كه سخن از سنت قطعيه به ميان آمده همين معنا منظور است و از ميان كل تفاسير موجود تفسيرى مورد اعتبار و اعتناست كه اولًا تفسير قرآن با قرآن و سنت قطعيه « نه روايات منقوله » باشد و ثانياً در تفسير آيات به هيچ وجه منقولات و پيش فرضهاى برون دينى و بافتههاى مغزى عقول بشرى و اقوال اين و آن را در تفسير كلام الهى دخالت نداده باشد . در سنت قطعيه هم كافى است كه از مصدر امامت معصومانه صادر شود گرچه متواتر هم نباشد . « خادم قرآن »