الشيخ محمد الصادقي الطهراني
56
رساله توضيح المسائل نوين (فارسى)
مكهى مكرمه است . زيرا مسجد هرگز جاى تجارت نبوده و نيست . مسألهى 48 - اصولًا انسان - هر كه و داراى هر عقيدهاى باشد - هرگز از نظر بدن مانند سگ و خوك و ساير نجاسات عينى نجسالعين نيست ، و تنها فرقى كه از نظر طهارت و نجاست بدنى ميان مسلمانان و كافران است اين است كه اگر مسلمانى نمازخوان كه متنجس شده بهاندازهى كل وقت يك نماز پنهان گردد و يا خودش بگويد خود را تطهير كرده ، محكوم بهطهارت است ، ولى شخص كافر كه چنان التزامى ندارد ، و طهارتى را ملتزم نيست ، گفتهاش مورد قبول نمىباشد ، و يا مسلمانى كه اصولًا اهل نماز و طهارت نيست در صورتى مىتوان اطمينان بهطهارتش داشت كه يا ببينى يا از راه شرعى ديگرى بدانى خود را پاك كرده است . و اگر كافر - غير ملتزم - هم خود را نجس كرده و هم پاك و ندانيم كداميك جلوتر بوده . در اين مورد هم محكوم بهطهارت است كه هر دوى طهارت و نجاستش مورد شك است و برحسب قاعدهى « كلُّ شَئٍ طاهِرٌ حَتَّى تَعْلَمَ أنَّهُ قَذِرٌ فَإذا عَلِمْتَ فَقَدْ قَذِرَ » « همه چيز پاك است تا بدانى كه ناپاك است پس چون دانستى ناپاك است اكنون محكوم بهناپاكى خواهد بود ، و در موارد مشكوك ، طهارت اصلى حاكم است . و اين كافر ، و يا مسلمان ، كه دو حالت مجهول از نظر تقدم و تاخر در ميان طهارت و نجاستشان دارند و هيچكدام بههيچ وسيله معلوم نيست ، هر دو محكوم بهطهارتند زيرا نجاستشان مجهول است ، و بهاصطلاح با تساقط حالت طهارت و نجاست بهتعارض دو استصحاب ، مورد شك بدوى مىباشند و مشمول قاعدهى طهارتاند ، و بالاخره برحسب قاعدهى طهارت تا نجاست چيزى از نظر موضوع يا حكمش معلوم نباشد تنها طهارت حاكم است و بس . و بالاخره از نظر سياست جذب اسلامى هم اگر كافران از نظر بدنى نجس باشند ، و از طرفى هم برخى از آنان از باب تأليف قلوب از موارد مصرف زكاتند ، اين خود تناقض در جذب و دفع آنان است ، كه با دستى ، دست رد بر سينه آنها زده شود و با دست ديگر نوازش و جذب شوند با آنكه دست رد بسى قوىتر از اين دست جذب است ! و اگر هم مشركان از نظر بدنى نجس باشند ! اهل كتاب - چنانكه گذشت - هم برمبناى آيهى مائده پاكند ، و هم - با صرفنظر از اين آيه - از مشركان نيستند . زيرا