الشيخ محمد الصادقي الطهراني
462
رساله توضيح المسائل نوين (فارسى)
اينجا كه مماثل جان زن نيمهى جان مرد است او را نيمه جان مىكنيم بدين معنى كه تا حد امكان نيمى از بدنش را قطع و يا فلج مىكنيم ، كه از محو كردن نيمى از موى سرش تا بريدن يك پايش بهاستثناى آنچه كه موجب مرگ اوست « 1 » عمل بريدن و يا بىحس كردن را انجام مىدهيم ، و براى مخارج اين جراحى يكى از دو كليهى او را در صورت عدم خطر بهفروش مىرسانيم ، و اگر هم مبلغى افزون از مخارج جراحى بهجاى ماند اين باقىمانده مال وارثان زن است زيرا اينان مالك نيمى از بدن اينجانى هستند ، و نسبت بهاجزاى ديگر از نيمهى بدن اين مرد نيز چنان است كه دست يا پا و يا چيز ديگرش را نيز وارثان زن مىتوانند قطع يا فلج نمايند بهشرط عدم خطر براى ديگر اعضاء يا جان مرد و چون وارثان خون زن تنها حق قصاص نصف قاتل را دارند ، بنابراين مخارج عمل جراحى نيز بهعهده آنان است ، و چنانچه با فروش يك كليه و يا اعضاى ديگر قاتل مىتوانند هزينه عمل جراحى و مخارج بيمارستانى او را تأمين نمايند كسرى مبلغ نيز بهعهدهى خود آنان است و در صورت عدم امكان بهعهدهى بيتالمال است ، و چنانكه اگر با فروش اعضايى مالى افزون بر مصارف جراحى بود ويژهى وارثان آن زن است . در اين صورت ، اين جريان هم هشدارى است براى شخص مورد قصاص و هم براى ديگر مردان كه هرگز بهاين عمل دست نزنند ، و اينگونه قصاص هم چون قصاص كلى موجب استمرار زندگى است كه « و فىالقصاص حياة يا اولى الالباب لعلكم تتقون » و قصاص جانى هم در هر دو بعدش تضمين براى استمرار حيات و پرهيز از آدمكشىهاى ظالمانه است . اينجا اگر وارثان زن بهاتفاق چنان جريانى را بخواهند بايد انجام شود ، و در صورت اختلافشان در قصاص ، يا خونبها و يا بالاخره بخشش جريان جانى هم ميانشان بخش مىشود .
--> ( 1 ) - و فلج يا قطع اعضايى از نيمهى بدن مرد اگر موجب مرگ و يا زيان بهاعضاى ديگر شود ، تبديل بهخونبها مىشود ، زيرا تمامى نيمهى اعضاى اين مرد قاتل مربوط بهورثه مقتول مىباشد