الشيخ محمد الصادقي الطهراني
461
رساله توضيح المسائل نوين (فارسى)
نقش پيدا كند ، نخست بايستى دروس و كتابهايى كه محور قرآنى ندارند - يا بدتر كه محور ضد قرآنى دارند - از حوزههاى درسى زدوده شوند ، و سپس بهجاى آنها معارف ناب قرآنى را كه همچون آفتاب واضح و روشن و متجلّى است جايگزين نمايند ، و با تعليم و تعلّم قرآن عظيم دلهاى خود و دلهاى طلاب معارف قرانى از اين ظلمتها و تاريكىهاى موجود نجات داده و با نور [ قرآن كريم ] آنها را جلا داده و متجلّى سازند ، تا بهوسيلهى اين نور بتوانند مشعلداران اسلام بر پايهى [ قرآن كريم ] گردند ، و راه چنان جريانى نخست اين است كه مطالبى از اين كتابها كه بر خلاف [ قرآن كريم ] است و يا موافق آن نيست كنار بريزند و سپس تأليفاتى نوين بر محور قرآن و سنت جايگزين آنهاكنند ، و اين خود مسئوليتى بسيار مهم و حساس است برعهدهى مدرسان و شرعمدارانى كه حوزهاى صددرصد قرآنى بنا كنند . مسألهى 1043 - در مورد قصاص جان ، اينجا تنها يك مسأله مهم را مطرح مىكنيم كه نابرابرى قصاص ميان زن و مرد است و آيهى « الحرّ بالحرّو الانثى بالانثى » خود دليلى روشن بر اين نابرابرى است كه خون و خونبهاى مرد را بيشتر از زن دانسته و برحسب سنت نيز دو برابر است ، و اين نابرابرى از جهت فضيلت مرد بر زن نيست ، بلكه تنها از نظر امكان كاربرد بيشتر و توليد مثل بيشتر مرد است ، كه اگر هم مرد و زن كلًا برابرى جانى از نظر بدنى دارند امكان توليد مثل در مرد دستكم دو برابر زن است و تعداد زنان هم نوعاً بيش از مردان است ، اضافه براينكه توان و امكانش در ادارهى زندگى و درآمد اقتصادى و حفاظتى نيزبيش از زن است ، و بالاخره مردى كه زنى را عمداً كشته محكوم بهكشتن نيست گرچه نيمبهاى افزون خون مرد را بهوارثانش بدهند زيرا جان نه خريدنى است و نه فروختنى ، و در صورت فوق اعتداى بهمثل هم نيست زيرا وارثان زن تنها نسبت بهنيمى از جان مرد حق قصاص دارند و نيمى ديگر را هم با مال نمىتوانند خريدارى كنند . مىماند راه سوم كه چون در گذشته امكان نداشته روايتى هم دربارهى آن وارد نگشته ، و ما با آياتى مانند « فَاعتَدوا عَلَيْهِ بِمِثْلِ مَا اعْتَدى عَلَيْكُمْ » ( سورهى بقره ، آيهى 178 )