الشيخ محمد الصادقي الطهراني
42
رساله توضيح المسائل نوين (فارسى)
گُلاب ، و يا آنكه رنگ يا بو و يا طعم نجاست را بهخود گيرد كه ديگر آبش ننامند ، چنانكه در حديث مشهور بين شيعه و سنى از پيامبر بزرگوار آمده است كه « خلقاللَّه الماءَ طَهُوراً لا يُنَجِّسُهُ شَىٌ إلّاما غَيَّرَ لَوْنَهُ أوْ طَعْمَهُ أوْ رِيحَهُ » كه نجس شدن آب در انحصار اينگونه تغيير - رنگ ، مزه و بو - است و ديگر هيچ « 1 » .
--> ( 1 ) - از جمله كسانى كه آب قليل را بدون تغيير يافتن بهنجاست ، متنجس نمىدانند شيخ مفيد است چنانكه در مفاتيح ( 1 : 81 ) آمده و نيز فيض كاشانى و عمّانى ، و برحسب نقل نراقى در مستند گروهى از متأخرينند ، و از جملهى معاصران ، فيض قمى است و از قدما شيخ طوسى در مبسوط و محقق در نافع و ابن ابى عقيل مىباشند و سيّد مرتضى هم زوال و از بين رفتن عين نجاست را موجب پاك شدن محلّش مىداند كه اگر با هر وسيلهاى عين نجاست پاك شد محلّش نيز پاك خواهد شد تا چه رسد كه بهوسيلهى آب زدوده شود و در كتابالوسيله گويد : اگر آب قليل متنجس را با آب ديگر بهحد كُر رسانند پاك مىشود . و نيز در كتاب خلاف شيخ طوسى و منتهاى علامهى حلّى و كتاب غُنيه در برابرى كُر و قليل نقل اجماع كردهاند . تأثيرپذيرى و انفعال آب كمتر از كُر نه تنها دليلى از كتاب و سنت ندارد بلكه بر خلاف اين دو سند اسلامى نيز هست ، اضافه بر اينكه از نظر صحّى و بهداشتى هم پذيرفته نيست و مساحت و حجم كُر هم در روايات مربوطهاش تضادى حيرتانگيز دارد كه از نظر مساحت ميان 3 * 3 وجب و 5 / 3 * 5 / 3 * 5 / 3 وجب و از نظر وزن هم اختلاف دارند ، با اين وصف آب كمتر از كُر را تأثيرپذير مىدانند كه نه كُرش معلوم است و نه در صورت معلوم بودنش قابل قبول است ، مثلًا مىگويند : اگر سگى در آبى - بهاندازهى كُر - بول كند اين آب همچنان پاك است ولى اگر همان سگ از آن بنوشد متنجس مىشود و اگر صدها ظرف آب كمتر از كُر را با فاصله روى آن بريزند باز هم پاك نمىشود ! وانگهى برمبناى انفعال آب قليل با برخورد با نجاست ، كلًا تطهير نجاست با آب قليل محال است زيرا در اين برخورد كه نخست اين آب متنجس مىشود چگونه اين نجاست را پاك مىكند ، و اگر هم نخست آن را پاك مىكند پس چگونه در همان حال - يا بدتر پس از آن - متنجس مىشود ؟ ! ! ! و ما در اين رساله ، اضافه بر ذكر مختصرى از ادلّهى احكام برمبناى قرآن كريم ، احياناً روايات و اقوالى را هم كه با نظرات قرآنى در طول تاريخ فقاهت ، موافقت دارد در پاورقى ياد مىكنيم كه معاذاللَّه اين اقوال قرآنى را ناآگاهان بهفقه اسلامى بهعنوان مخالفت با بزرگان ، برچسب بطلان نزنند گرچه بزرگى بزرگان هرگز نبايد چشم حق بين ما را كور كند بهطورىكه بهخاطر احترام شخصى بزرگ يا مثلًا فقيهى عالى مقام گفته حق متعال و سخن درست [ قرآن كريم ] را ناديده انگاريم و بر خلاف كتاب [ الله ] و سنته قطعيه احتراماً للاستاد يا احتراماً للعالم سخنى ناروا و نادرست را بهخدا و رسول نسبت بدهيم . و نعوذ بااللَّه تعالى من شرور افكارنا و اعمالنا و اقوالنا . و اصولًا در بسيارى از مسائل ، نظرات علماى اسلامى اختلافات زيادى دارد و ما در تمامى نوشتههاى فقهى تنها نظراتى را مىپذيريم كه با [ قرآن كريم ] و سنّت قطعيّه موافق باشند . و اگر هم در مواردى تمامى مؤلفان كتابهاى فقه موجود بر خلاف قرآن فتوى داده باشند تنها مستفاد از قرآن مورد قبول ما است ، و ديگر هيچ ، زيرا [ قرآن كريم ] كتابى است معصوم و فقهاى اسلام و مستندات غير قرآنيشان هرگز معصوم نبوده و نيستند ، و نيز درصد كمى از فتاواى فقها در دست است ، كه اگر تمامى آنها هم صددرصد بر خلاف قرآن فتوا دهند باز هم پذيرفته نيست . و حتى اگر بر فرض محال شخص معصوم هم بر خلاف قرآن سخنى بگويد عصمتش مورد خدشه قرار مىگيرد ، ولى معصومان عليهم السلام صددرصد پيروان قرآنند و اگر رواياتى بر خلاف قرآن از آنان نقل شده يا جعل است و يا بر اثر كجفهمى راويان بهميان آمده و اقوالى كه در اين رساله آمده تماماً از مفتاحالكرامه و الينابيعالفقية و تذكرة علامه و مستند نراقى و برخى از رسالههاى علميه نقل شده است . و نكتهى قابل توجه اين است كه فتاواى خلاف مشهور ، خصوصاً از علماى بزرگ خود دليل بر صحيحتر بودن آنهاست كه جرأت چنان مخالفتهايى را كردهاند