الشيخ محمد الصادقي الطهراني
398
رساله توضيح المسائل نوين (فارسى)
انجام شده باشد بايستى آنها را تحمل كرد چنانكه در پند لقمان بهفرزندش آمده كه « وَ أمُرْ بِالمَعرُوفِ وَانْهَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَاصبِر عَلى ما أصابَكَ إنَّ ذلكَ مِنْ عَزْمِ الأمور » ( سورهى لقمان ، آيهى 17 ) « امر بهمعروف و نهى از منكر كن و بر آنچه در اين راه بهتو مىرسد صبور و شكيبا باش كه اين خود از استقامت و پايدارى در امور ( دين ) است » . بنابراين صرف اينكه فلانى بدش مىآيد ، يا مىترسم چنين و چنان كند مجوّز ترك اين واجب مهم الهى نمىباشد والّابا اين اعتقاد فاتحهى امر بهمعروف و نهى از منكر از بيخ و بن خوانده شده و از او چيزى باقى نمىماند ، و اصولًا امر بهمعروف و نهى از منكر كه در پرتو جهاد و دفاع از استوانههاى دين و اسباب و ابزار مهم براى حفظ و نگهدارى و پاسدارى از شرع و برقرارى دين مبين اسلام الى يومالقيامه است ، هرگز صحيح و معقولانه نيست كه امن از هر ضررى شرط وجوب و يا جواز آن باشد ، كه در نتيجه با قيد امن از ضرر اين دو پاسدار ايمان نوعاً از كارافتاده ، و كمرشكن مىشوند ، و معتقد شدن بهجواز امر و نهى فقط در محيط امن و امان باعث اين مىشود كه در جوّ فساد و ظلم و گناه بهكلى نقش خود را از دست داده و از كار بر كنار گردند ، و اين دقيقاً مشابه اين است كه بگويى قتال و جهاد زمانى واجب است كه ضررى جانى و يا مالى احساس نكنى ، چنين فتوا و نظرى بهمعناى تعطيل جهاد و قتال در راه خدا است . و مىبينيم كه احياناً كسانى هم در راه امر و نهى كشته مىشوند اما از نظر قرآن ممدوح و مظلوم معرفى مىشوند ، چنانكه آياتى مانند « وَ يَقْتُلُونَ الَّذينَ يأمُرونَ بِالْقسْطِ مِنَ النّاسِ » ( سورهى آلعمران ، آيهى 21 ) قاتلان اين آمران را مذمت مىكند ، و اين خود منافاتى با جلوگيرى از زيان جانى ندارد ، زيرا احياناً خوفى از كشته شدن در كار نيست ولى ناخودآگاه در اين راه كشته مىشوند ، و گاهى هم واجبى كه مورد امر است از حفظ جان هم مهمتر است كه بايد صدها يا هزارها و يا احياناً همه جانها فداى او شود بنابراين دربارهى ولى امر ( عجلاللَّه تعالى فرجهالشريف ) و اهداف مقدسهى آنحضرت در زيارتهاى مربوطه مىخوانيم و مىگوئيم - اروحنا لتراب مقدمهالفداء - تمام جانهاى ما بهفرمان آن امام و اهداف مقدسهاش باد !