الشيخ محمد الصادقي الطهراني

377

رساله توضيح المسائل نوين (فارسى)

انحراف و تأثيرپذيرى از اين و آن كلًا از چيزهايى تنفر دارد ، و نه چيزهايى كه بعضى دوست دارند و بعضى ديگر از آن بدشان مىآيد مانند پنير و زيتون و ميگو و مانند اين‌ها ، و نه انسان‌هايى كه از طبع انسانى به‌كلى دور شده‌اند ، كه حيوان و يا پست‌تر از حيوان گشته‌اند كه هرچه به‌زير دندانشان مىرود مىخورند و هر مايعى كه از گلو فرو مىرود مىآشامند ، كه حتى از خوردن سوسك و خَرِ خاكى و بلكه از خوردن گوشت سگ و خوك و مانند آن هم خوددارى نمىكنند ، و در برابرشان انسان‌هاى مؤمنِ تنگ نظرى هستند كه از نظر فتواى مشهور كه چيزى را خبيث يا حرام مىشمارند و يا عرف محلى و قومى در آن‌ها تأثير نموده و چيزهايى مانند نخاع كه به‌اصطلاح آن‌را مغز حرام مىگويند يا گوشت و جگر نشسته و خونى داخلى گوشت حيوانات ذبح‌شده و بيضه‌ى حيوانات حلال گوشت و . . . از آن‌ها اجتناب مىكنند ، اما قران كريم خبائث را حرام فرموده نه اين قبيل خوردنىهاى غيرخبيث را و چون اين‌ها خبيث نيستند و از دو استثناى قرآنى بيرونند حلالند . و در اين‌جا تكليف بول حيوانات نيز به‌خوبى روشن مىشود و چون بول حيوانات از خبائث قطعيه است ، از محرمات قطعيه نيز هست و اگردربعضى از روايات نسبت به‌بول شتر استثنايى مىبينيم بايد بگوييم اين استثنا مربوط به‌حال مداواى بعضى از امراض و در حال ضرورت صادر شده است و نه به‌طور كلّى كه بول بول است و خبيث خبيث ، اما در حالت ضرورت و دوران بين اهمّ و مهم مسلماً « اهم » مقدم است و فقط دراين صورت است كه خوردن بول حيوان در صورت صحت روايتش فقط به اندازه ضرورت جايز است ولاغير زيرا حتى انسان‌هايى كه همه‌ى خبائث را مىخورند و مىآشامند از خوردن بول حيوان پرهيز دارند . خبائث و پليدىها يا در دو نظر شرع و عرف ، و يا تنها از نظر شرع ، و يا تنها از نظر عرف پليدند ، كه در صورت اول مسلماً حرامند ، سپس صورت دومش مانند گوشت خوك است كه از محرمات قطعيّه است ، سپس صورت سومش ، اگر چه تنها در نظر عرف خبيث است ولى از نظر شرع حلال مىباشد مانند خون‌هاى باقىمانده‌ى پس از كشتن