الشيخ محمد الصادقي الطهراني

366

رساله توضيح المسائل نوين (فارسى)

دريايى ، زيرا كلًا مشمول « الجوارح » اند كه استغراقش تمامى حيوانات درنده را شامل است ، البته به‌شرط « مُكَلِّبين » كه درندگيش تعليم يافته انسانى باشند « 1 » . و شرط است كه به‌هنگام فرستادن شكار و يا لآاقل به‌هنگام شكار كردنش نام خداى تعالى را ياد كند ، و اين ياد كردن نام خداى متعال در تمامى شكارها و كشتارهاى حيوانات به‌استثناى حيوانات دريايى شرطى اساسى براى حليّت آن‌ها است . مسأله‌ى 787 - « مكلبين » كه اصلش كَلَب و درندگى است ، و نه از كلْب كه به‌معناى « سگ » است و اين كَلَب خود حالت و صفتى است براى صياد و نه وسيله‌ى شكارى صيد تا در انحصار سگ باشد ، به‌اين معنى كه به‌هنگام فرستادن « الجوارح » : درندگان ، شما بايد درندگى و كشتن انسان‌وارى راقبلًا به‌او آموخته باشيد ، كه خود ميانگينى از درندگى انسانى و حيوانى است ، حيوانيش دريدن يا كشتن و مصرف كردن ، و انسانيش كشتن شرعى است ، و اين حيوان كه در صورت امكان تنها براى تحويل دادن صيد است به‌صياد ، مگر در كشتن ضرورى - و نه خفه‌كردنش - و خوردن اندكى به‌اندازه‌ى ضرورت ، شكارى كه ميانگينى از دو درندگى است نقش « مكلبين » انسان‌ها را درباره‌ى حيوان شكارى براى صياد دارد . مسأله‌ى 788 - حيوانات حرام گوشت به‌استثناى حيوانات نجس العين - مانند سگ و خوك - با شكار كردن و سر بريدن شرعى پاك مىشوند گرچه گوشتشان حرام است ، و در تمامى كارهايى كه شرطش پاكى است مىتوان به‌كار برد مگر در نماز و احرام و كفن . مسأله‌ى 789 - از شرائط حلال بودن شكار مرده اين است كه در سر رسيدش مرده باشد ، كه اگر هنوز هم زنده است بايستى - در صورت امكان - به‌دستور شرعى كشته شود ، و يا تتمه‌ى جانش به‌اين وسيله رها گردد . مسأله‌ى 790 - از شرائط حلال بودن شكارى كه به‌وسيله‌ى حيوان شكارى كشته مىشود اين است كه يا چيزى از آن را نخورد و يا تنها به‌اندازه‌ى حاجت و ضرورت بخورد ، و بالاخره معلوم باشد براى صاحبش شكار كرده و نه براى خودش يا شركتى

--> ( 1 ) - چنان‌كه ابوعلى عمانى به آن فتوى داده است ( 2 : 207 )