الشيخ محمد الصادقي الطهراني

324

رساله توضيح المسائل نوين (فارسى)

بِوَلَدِهِ » ( سوره‌ى بقره ، آيه‌ى 233 ) « هرگز مادر فرزندى را كه در ميان است وسيله‌ى زيان‌رسانى به‌شوهرش ، و يا پدر فرزند را وسيله‌ى زيان‌رسانى به‌زنش قرار ندهد » كه فرزند معصوم در اين ميان ابزار دشمنى و برخورد زيان‌بار گردد ، بلكه به‌عكس « إمْساكٌ بِمَعْرُوفٍ أوْ تَسْريحٌ بِاحْسانٍ » ( سوره‌ى بقره ، آيه‌ى 229 ) « يا زنان را به‌شايستگى - در كانون زناشويى - نگه داريد و يا با نيكويى و شايستگى آزادشان سازيد » . و نيز « وَ لِلْمُطَلَّقاتِ مَتاعٌ بِالْمَعْرُوفِ حَقّاً عَلَى الْمُتَّقينَ » ( سوره‌ى بقره ، آيه‌ى 241 ) « براى طلاق‌يافتگان متاعى - كادويى - است به‌شايستگى - كه افزون بر مهريه‌ى آن‌ها - حقى است برعهده‌ى پرهيزكاران » كه اين هديه بسان مهريه‌ى آنان - در حد امكان - حقى است شرعى ، و نيز « لا يَحِلُّ لَكُمْ أنْ تَأخُذُوا مِمَّا آتَيْتُمُوهُنَّ شَيْئاً إلّا أنْ يَخافا ألّا يُقيما حُدودَ اللَّهِ فَإنْ خِفْتُمْ ألّا يُقيما حُدودَ اللَّهِ فَلا جُناحَ عَلَيْهِما فيما افْتَدَتْ بِهِ » ( سوره‌ى بقره ، آيه‌ى 229 ) « براى شما حلال نيست چيزى از آن‌چه به‌آنان داده‌ايد اكنون كه طلاق مىدهيد باز پس بگيريد ، مگر اين‌كه در غير اين صورت هر دو بترسند كه با ادامه‌ى زناشويى حدود الهى را به‌پا ندارند ، كه در اين صورت بر آن‌ها گناهى نيست كه زن چيزى از آن‌چه گرفته بپردازد و خود را آزاد سازد » كه به‌اصطلاح اين طلاق را طلاق خلع يا مبارات مىنامند . و هم‌چنين « وَ مُتِّعُوْهُنَّ عَلَى الْموسِعِ قَدَرُهُ وَ عَلَى الْمُقْتِرِ قَدَرُهُ مَتاعاً بِالْمَعْرُوفِ حقّاً عَلَى الُمحْسِنينَ » ( سوره‌ى بقره ، آيه‌ى 236 ) به‌آن‌ها هديه‌اى افزون بر حقوقشان بپردازيد ، آن‌كه گشايش در زندگى دارد به‌اندازه‌ى گشايشش ، و آن‌كه تنگى در معاش دارد به‌هر اندازه كه مقدورش باشد . و اين هديه و متاعى است شايسته و حقى است برعهده‌ى نيكوكاران . و نيز « لِيُنْفِقْ ذُوسَعَةٍ مِّنْ سَعَتِهِ وَ مَنْ قُدِرَ عَلَيْهِ رِزقُهُ فَلَيُنْفِقْ مِمّا آتاهُ اللَّهُ » ( سوره‌ى طلاق ، آيه‌ى 7 ) بايد كسى كه گشايش دارد به‌همان ميزان نفقه دهد و كسى كه روزيش تنگ شده از آن‌چه خدايش داده است انفاق كند . و همين‌گونه مىبينيم سفارشى كه در آستانه‌ى طلاق و پس از آن درباره‌ى اين‌گونه زنان شده بيش از سفارشاتى است كه در آستانه‌ى زناشويى و پس از آن شده است ، كه