الشيخ محمد الصادقي الطهراني

323

رساله توضيح المسائل نوين (فارسى)

بالمعروف » كه شامل پس از طلاق نيز مىباشد و در حالت زناشويى اين معاشرت شايسته واجب‌تر است ، و يا طلاق بدون عسر يا حرج شايسته است ؟ ! و نيز آيه‌ى « وَلَهُنَّ مَثْل‌ُالْذَى عَلَيهِنِّ بِالْمَرُوف وَ لِلرّجالِ عَلَيِهُنَّ دَرَجَةً » كه حقوق زن و شوهر را همسان مقرر كرده جز يك درجه كه برمبناى همين آيه رجوعى عادلانه و مصلحانه در عده‌ى رجعه است و بس . و به‌راستى مىتوان گفت ويرانى كانون زناشويى مهم‌تر از ويرانى يك دولت است ، كه دولت ، تشكيل‌يافته از مجموعه‌ى همين كانون‌هاست ، و اگر اين‌ها مبتلاى به‌ويرانى گردند دولتشان هم در درون تشكيلاتش مىپوسد . و روى همين اصول مىبينيم كه برنامه‌ى طلاق در اسلام طورى پىريزى شده كه گويى اين خود رابطه‌اى ديگر است ميان مرد و زن كه جايگزين رابطه‌ى زناشويى است ، چنان‌كه فرمايد : « وَ ائْتَمِرُوا بَيْنَكُمْ بِمَعْرُوفٍ » ( سوره‌ى طلاق ، آيه‌ى 6 ) به‌شايستگى يكديگر را امر و نهى كنيد و از يكديگر اين امر و نهى را پذيرا باشيد ، كه اين گسستن نيز هم‌چون پيوستن به‌شايستگى و محبت باشد . اسلام عزيز در جريان ازدواج پيش از دو جسم خواسته است كه دو دل و دو قلب به‌هم بپيوندند كه اين پيوند گويى يك انسان را تشكيل مىدهند ، و اگر پس از مدتى معلوم شد اين دو جسم - و بالاتر اين دو قلب - با هم سازش ندارند ، - در صورت عدم امكان سازش - بايستى اين شركت را با محبت برهم زنند ، و نه آن‌كه جريان عادى پيش از ازدواج به‌دشمنى تبديل گردد . و اصولًا طلاق به‌اين منظور است كه مبادا حدود الهى در اين اختلاف ترك شود ، و اخوت اسلامى هم خدشه‌دار گردد ، كه به‌قول معروف دورى و دوستى ، زيرا مراعات اين دو اصل از مهم‌ترين پايه‌هاى اجتماعى اسلامى است . و اصولًا مىبينيم كه آيات طلاق شلاق‌وار بر سر طلاق‌دهندگانِ ناهنجار مىكوبد كه « وَ لا تُضارُّوهُنَّ لِتُضَيِّقُوا عَلَيْهِنَّ » ( سوره‌ى طلاق ، آيه‌ى 6 ) « ميان خود و آنان جو ضرر رسانى ايجاد نكنيد كه عرصه را بر آن‌ها تنگ سازيد » و « لا تُضارَّ والِدَةٌ بِوَلَدِها وَ لا مَوْلُودٌ لَهُ