الشيخ محمد الصادقي الطهراني
310
رساله توضيح المسائل نوين (فارسى)
بهزن زندگيتان كه همچنان در رابطهى زناشويى با شما است چيست ؟ و اينجا « رزقهنَّ » در برابر « كسوتهنَّ » و « أسكنوهنَّ » چهرهاى عمومى دارد كه تمامى نيازهاى معمولى زنان را دربر دارد ، كه شامل معالجهى بيماريشان ، و سفرهاى واجب و يا شايستهاى كه در زندگى زناشويى معمولى است مىباشد . مسألهى 673 - اگر شوهر نفقهى واجب زن را در صورت امكان نپردازد ، زن حق دارد بههر وسيلهى ممكن نفقهى خود را بازستاند ، و بالاخره اين نفقه دينى است بر گردن شوهر كه هيچ گاه بدون رضايت زن از عهدهى شوهر ساقط نمىشود . مسألهى 674 - اگر زن بدون نفقه نتواند با مرد زندگى كند ، و يا نخواهد بهچنين زندگى در اثر نداشتن نفقهى مناسب و يا ساير شرائط زندگى به آن ادامه دهد ، كه زندگيش موجب حرج و يا عسر باشد ، و يا در اثر ادامهى اين زندگى بهسرپيچى از واجبات شرعى مبتلا مىشود ، در تمامى اين موارد مىتواند يا واجب است از شوهرش طلاق بگيرد ، و اگر شوهر نپذيرفت حاكم شرع او را وادار بهطلاق و يا زندگى شايسته كند ، و اگر حاكم شرع نيز نپذيرفت هر مجتهدى عادل مىتواند و بايد بهولايت شرعيه او را طلاق دهد و چنانچه حاكم شرعالأتقى هم در كار نبود بر عدول مؤمنين واجب است كه در واسطه با خلاصى و رهايى اين زن چارهاى بينديشند و در صورت ضرورت او را طلاق دهند ، كه در همه اين صورتها حق رجوع در عده ساقط است . ختم كلام اينكه زن در صورت عسر و حرج حق دارد و مىتواند بههروسيلهاى كه مىشود و ممكن است خود را طلاق دهد ، گرچه خودش طلاقدهندهى با شرايطش باشد . عقد منقطع مسألهى 675 - اين نيز همچون عقد دايم از سنتهاى اسلامى است ، خصوصاً براى زنان و مردانى كه توان مسئوليتهاى زناشويى دايمى را ندارند ، چه از نظر مال و يا ساير جهات و احوال كه نه هر مردى مىتواند تشكيل زندگى دايمى دهد ، و نه هر زنى مورد رغبت چنان زندگى است ، و آيا چنان مردان و زنانى كه آمادگى زندگى دايمى را ندارند